دیاکو : دیاکو بنیانگذار ایران و نخستین پادشاه سرزمین ماست دولت ماد یکی از سه تیره آریایی ( ماد، پارس و پارت ) فلات ایران است در سال ۱۳۳۲ پیش از تاریخ خورشیدی بود . مردم ایران او را به پادشاهی برگزیدند. شاهنشاه دیاکو همدان ( هگمتانه ) را به پایتختی خود برگزید و در آن بر روی تپهای، هفت دژ تو در تو ساخت و هر یک را به رنگ ویژهای در آورد.دیاکو ۵۳ سال بر ایران فرمانروایی کرد او توانست اتحادی تاریخی بین تیره های مختلف نژاد آریایی ایجاد نماید .
دياكو ابتدا توانست 7 طايفه قوم ماد را با هم متحد كند ، وي سپس به عنوان رهبر و قاضي آن 7 طايفه انتخاب شد كه اين مساله در سال 701 قبل از ميلاد مسيح اتفاق افتاد. پس از 7 سال رهبري در بين اين 7 طايفه، وي از طرف مادها ، پارسها و پارتها به عنوان پادشاه ایران انتخاب شد و تا سال 656 قبل از ميلاد مسيح حكومت كرد. ماجراهاي به قدرت رسيدن دياكو در كتاب تاريخ هرودوت آمده است. دياكو پسر كياكسار (کسی که میتواند خوب نشانهگیری کند) و كياكسار نام پدرش دیاکو را بر فرزند گذاشته بود .
فرهاد پسر دياكو و دومين پادشاه ایران بود و بين سالهاي 665 قبل از ميلاد تا 633 قبل از ميلاد حكومت كرد. مانند پدرش ، فرهاد هم جنگ بر عليه آشوريان را آغاز كرد اما متاسفانه شكست خورد ، به دست آشور بني پال افتاد و به دست او كشته شد. جانشين فرهاد ، كياكسار نام داشت او ارتش ماد را تجدید سازمان و نوسازی کرد و با نَبوپَلَّسَر شاه بابل متحد شد. برای استوارسازی این اتحاد، دختر كياكسار به نام امتیس به همسری پسر نبوپلسر یعنی بختالنصر دوم درآمد. امتیس از زندگی در جلگه میانرودان دلگیر شد و برای کوههای بلند همدان و ایران دلتنگی بسیار کرد. از این رو بُختالنصر دوم به عنوان هدیه برای همسرش دستور ساختن باغهای معلق بابل را داد تا بلندای دیوارهای آن برای امتیس حکم کوهساران را داشته باشد.
كياكسار در جوانی، شکست پدرش، فرهاد را در برابر آشوری ها دیده بود و از آن درس عبرتی آموخته بود. او فهمید که برای مقابله در برابر آشوریان، می بایست نیروی نظامی مجهزی تشکیل دهد. زیرا سربازانی که رؤسای زمین دار جمع آوری می کنند، هرگز از عهده ی سپاه منظم بر نمی آیند. از این رو، بر آن شد که سپاهی رزمی، مانند آشور، بنا کند. این نیرو، مجهز به تیر و کمان و شمشیر و سواره نظام ماهر بود.
كياكسار با این نیروی نظامی، به سوی نینوا حرکت کرده، آن شهر را محاصره کرد. اما پس از مدتی، به او خبر رسید که سکاها، به ایران هجوم آورده اند. او دست از محاصره برداشت و به مقابله با آنان شتافت. كياكسار ، در شمال دریاچه ی ارومیه، نبردی سخت با آنان کرد و از آنان شکست خورد. سکاها، 28 سال بر سرزمین ماد تسلط یافتند و كياكسار، در این مدت، مطیع آنان بود. سکاها، شهر سقز را بنا کردند و آن شهر را پایتخت خود قرار دادند.
با گذشت زمان ، كياكسار ، تصمیم به بیرون راندن سکاها گرفت. او، فرمانده ی سکاها و سردارانش را به یک میهمانی دعوت کرد و همه ی آنان را یکجا مسموم کرد. سپس، لشکریان سکاها را از سرزمین ایران بیرون راند.
چون از این جهت، آسودگی خاطر فراهم شد، كياكسار برای بار دوم، تصمیم به نابودی آشوریان گرفت. او و نبوپلسر توانستند با همیاری، امپراتوری آشور را درهمشکسته و پایتخت آن یعنی شهر نینوا را در ۶۱۲ پ.م فتح کنند. ساراگوس، چون در برابر ایرانیان و آشوریان، تاب مقاومت نیاورد، خود و خانواده اش را در آتش، سوزاند. سپس، شهر نینوا، با خاک یکسان شد و دنیا از جنایات دولت ستمگر آشور، رهایی یافت.
پس از اين پيروزي ، ایرانیها میان رودان ( بین النهرین) ، ارمنستان و بخشهايي از آسياي صغير و بخش شرقي رود قزل ايرماق را نيز ضميمه امپراطوري خود كردند. در اين شرايط رود قزل ايرماق به عنوان مرز بين امپراطوري قدرتمند ایران و سرزمين ليديه شد. جنگ معروف بين ایرانی ها و ليدي ها كه با نام جنگ قزل ايرماق معروف است ، در 28 ماه مي 585 قبل از ميلاد مسيح ، به دليل كسوف ناگهاني پايان يافت.
كياكسار پس از اين كه جنگ با پيروزي پسرش ، آستياگ به پايان رسيد از دنيا رفت. آستياگ مرزهای ایران را تا اروپا گسترش داد او پدربزرگ مادري كوروش بزرگ بود.
عمر خيام : فيلسوف - منجم - رياضيدان و انديشمند ايران زمين . که نه تنها ايران را دگرگون نمود بلکه تاثيري ژرف در جهان از خود برجاي گذاشت . هم اکنون تنديس اين بزرگ مرد در دانشگاه فلورنس ايتاليا نصب است و فلسفه و خصوصيات او تدريس ميشود . او در زمان جلال الدين ملکشاه سلجوقي زيست کرد و از قوانين اعراب بيابانگرد که سايه در کشورمتمدن ما گسترانيده بود به تنگ آمده بود و رباعيات بسياري در شکايت از آنان به روشني گفت
ابوریحان محود بن احمد بیرونی : ( 440-363 هجری)(1048-973 م) ایرانی نژاد زاده خوارزم، ریاضیدان،زمین شناس، جغرافی دان،جهانگرد، فیلسوف،و نظریه پرداز در علوم طبیعی ودانشمند علوم تجربی . یکی از برجسته ترین دانشمندان ایران که به هویت ملی کشورش بسیار پایبند بود . کتاب آثارالباقیه بیرونی یکی از برجسته ترین اسناد تاریخی ایران باستان است
ابوبکر زکریای رازی : ( مرگ در 924- 923 م / 312 - 311 ه ) فیزیک دان ، شیمی دان و پزشک و مهندس و فیلسوف - کاشف الکل . پزشک نامدار و دانشمند ایرانی که در شهر ری در نزدیک تهران به دنیا آمد.در جوانی سفری به بغداد داشت که در آنجا علم کیمیا را آموخت و به واسطه آسیبی که به چشمانش وارد شد به فرا گرفتن علم طب پرداخت و در این علم آنچنان پیشرفت کرد که اداره بیمارستان بغداد را به او سپردند همچنین زمانی که به ری بازگشت از طرف منصور بن اسحق حاکم ری سرپرست بیمارستان ری شد.از مهمترین آثار او در طب کتاب(الحاوی)است که یکی از کتاب های اصلی درز زمینه طب به شمار می رفته این کتاب را رازی در ابتدا بصورت پراکنده گردآوردی کرده بود که پس از مرگ وی به دستور ابن عمید کتاب را از یادداشتها استنساخ نمودند.از آثار طبی دیگرش میتوان به کتاب (الطب الملوکی)و کتاب(طب منصوری)نام برد.کتاب طب منصوری به نام منصوربن اسحق تالیف شده است.یکی دیگر از آثار او کتاب(من لا یحضره الطبیب)است که شامل دستورهای ساده در زمینه طب میباشد.زساله های طبی دیگری که در زمینه بعضی از امراض نوشته و معروفترین آنها عبارتند از:کتاب الجدری و الحصبه می باشد که کتاب الحصبه یکی از بهترین رساله های طبی در زمان قدیم بوده که اروپائیان همواره آن را تحسین می کرده اند.راز ی در علم کیمیا تبحری به سزا داشته است از کارهای مهم او کشف جوهرگوگرد و الکل می باشد.وی کتاب الاکسیر را در زمینه کیمیا نوشته است.رازی اولین کسی است که تمام اشیاء عالم را به سه گروه و جامدات و نباتات و حیوانات طبقه بندی کرده است.رازی در الاهیات و ماوراء طبیعه آثاری از خود بر جا گذاشته است.رازی در زمینه طب فقط به جنبه علمی آن اکتفا نمی کرد بلکه به عمل و آزمایش نیز دست می زد وی در سالهای آخر عمر به دلیل کار زیاد به بیماری چشم مبتلا شد. برای معالجه نزد چشم پزشک رفت اما چشم پزشک برای درمان او پول زیادی طلب کرد و خطاب به رازی گفت:من پیش از تو کیمیا را یافته ام و آن همان پزشک است.وی در سال ۳۱۳(ه.ق)در حلی که بعلت کار مداوم بینایی خود را از داده بود در شهر ری وفات یافت.
نادر شاه افشار : نادر شاه افشار از ایل افشار بود او از مشهورترین پادشاهان ایران بعد از اسلام است ، ابتدا نادر قلی یا ندرقلی نامیده می شد موقعی که افغانها و روس ها و عثمانی ها از اطراف بایران دست انداخته بودند و مملکت در نهایت هرج و مرج بود یکعده سوار با خود همراه کرد و به طهماسب صفوی که کین پدر برخواسته بود همراه شد فتنه های داخلی را خواباند افغانها را هم بیرون ریخت ، شاه طهماسب صفوی از شهرت و اعتبار نادر در بین مردم دچار رشک و حسادت گشت و برای نشان دادن قدرت خود با لشکری بزرگ به سوی عثمانی تاخت و در آن جنگ هزاران سرباز ایرانی را در جنگ چالدران بدلیل عدم توانایی به کشتن داد و خود از میدان جنگ گریخت نادر با سپاهی اندک و خسته از کارزار از مشرق به سوی مغرب ایران تاخت و تا قلب کشور عثمانی پیش رفت و سرزمینهای بسیاری را به خاک ایران افزود و از آنجا به قفقاز تحت اشغال روس ها رفت که با کمال تعجب دید روسها خود پیش از روبرو شدن با او پا به فرار گذاشته اند در مسیر بر گشت در سال 1148 در دشت مغان در مجلس ریش سفیدان ایران از فرماندهی ارتش استعفا نمود و دلیلش اعمال پس پرده خاندان صفوی بود . و خود عازم مشهد شد در نزدیکی زنجان سوارانی نزدش آمدند و خبر آوردند که مجلس به لیاقت شما ایمان دارد و در این شراط بهتر است نادر همچنان ارتش دار ایران باقی بماند و کمر بند پادشاهی را بر کمرش بستند . او سه بار به هند اخطار نمود که افسران اشرف افغان را که حدودا 800 نفر بودند و در قتل عام مردم ایران نقش داشتند را به ایران تحویل دهد که در پی عدم تحویل آنها سپاه ایران از رود سند گذشتند و هندوستان را تسخیر نمود ند 800 متجاوز افغان را در بازار دهلی به دار زدند و بازگشتند و نادر شاه حکومت محمد گورکانی را به او بخشید و گفت ما متجاوز نیستیم اما از حق مردم خویش نیز نخواهیم گذشت محمد گورکانی بخاطر این همه جوانمردی نادر از او خواست هدیه ای از او بخواهد و نادر قبول نکرد و در پی اسرار او گفت جوانان ایران به کتاب نیازمندند سالها حضور اجنبی تاریخ مکتوب ما را منهدم نموده است محمد گورکانی متعجب شد او علاوه بر کتابها جواهرات بسیاری به نادر هدیه نمود که بسیاری از آن جواهرات اکنون پشتوانه پول ملی ایرا ن در بانک مرکزی است . 12 سال سطنت نمود و در سال 1160 بوسیله عده ای خائن کشته شد . نکته قابل ذکر آنست که او از 15 سالگی تا 25 سالگی بهمراه مادرش در بردگی ازبکان گرفتار بود و با مرگ مادرش از اردوگاه ازبکان گریخت و پس از آن با جوانان آزادیخواهی همپیمان شد ...خواجه نصرالدین طوسی : خـواجه نصیر الدیـن طوسى، روز شنبه یازدهـم جمادى الاول سال 597 هـ.ق در شهر توس خراسان چشـم به جهان گشـود نام او محمد، کنیه اش (ابو جعفر ) لقبش (نصیر الدیـن) (محقق طوسى) (استاد البشر) و شهرتـش (خـواجه) است.
سورنا : سورنا یکی از سرداران بزرگ و نامدار تاریخ است که سپاه ایران را در نخستین جنگ با رومیان فرماندهی کرد و رومیها را که تا آن زمان قسمتی از ارمنستان و آذربادگان را تصرف نموده بودند، را با شکستی سخت و تاریخی روبرو ساخت. «ژول سزار» Julius Caesar و «پومپه» Pompee و «کراسوس» Crassus سه تن از سرداران بزرگ روم بودند که کشورهای پهناوری را که به تصرف این دولت درآمده بود، اداره میکردند. «کراسوس» فرمانروای شام (سوریه) بود و برای گسترش دولت روم در آسیا، سودای چیرگی بر ایران و سپس هند را در سر میپروراند و سرانجام با حمله به ایران این نقشه خویش را عملی ساخت. «کراسوس» با سپاهی مرکب از 42 هزار نفر از لژیونهای ورزیده روم که خود فرماندهی آنان را بر دوش داشت به سوی ایران روانه شد و « ارد Orod » ( اشک 13) پادشاه دلاور اشکانی که خود در شرق ایران در حال جنگ با مهاجمین بود ، سورنا فرمانده مورد اعتماد خود را به جنگ رومیها فرستاد. نبرد میان دو کشور در سال 53 پیش از آذربادگان آغاز و تا قلب میان رودان ادامه یافت . در جنگی که در جلگههای میان رودان ( بینالنهرین ) و در نزدیکی شهر کاره Carrhae «حران» روی داد. در جنگ «حران»، سورنا با یک نقشه نظامی ماهرانه و به یاری سواران پارتی که تیراندازان چیره دستی بودند، توانست یک سوم سپاه روم را نابود و دستگیر کند. «کراسوس» و پسرش «فابیوس» Fabius در این جنگ کشته شدند و تنها شمار اندکی از رومیها موفق به فرار گردیدند. جنگ حران که نخستین جنگ میان ایران و روم به شمار میرود، دارای اهمیت بسیار در تاریخ است زیرا رومیها پس از پیروزیهای پیدرپی برای نخستین بار در جنگ شکست بزرگی خوردند و این شکست به قدرت آنان در دنیای آن روز سایه افکند و نام ایران و دولت پارت را بار دیگر در جهان پرآوازه کرد.،دولت روم در پیشرفت مرزهای خود در شرق، با سد نیرومند ایرانی روبرو شد و از آن زمان به بعد گسترش و توسعه آن دولت در آسیا، پایان پذیرفت. پس از پیروزی «سورنا» بر «کراسوس» و شکست روم از ایران، نزدیک به یک سده، رود فرات مرز شناخته شده میان دو کشور گردید و رومیها برای جلوگیری از شکستهای آینده و به پیروی از ایرانیان ناچار شدند به وجود سواره نظام در سپاه خود توجه بیشتری بنمایند.
مرگ سورنا ، باعث شد اروپائیان مرگ او را برگردن اشک سیزدهم بیافکنند تا بدین گونه انتقام از پادشاه مقتدر امپراطوری ایران بگیرند .
و متاسفانه این دسیسه کارگر افتاد بگونه ای که زخم این نیرنگ سپاه ایران را ضعیف و ضعیف تر نمود .
و تا پایان دوره سلسله اشکانی دیگر سپاهی به اقتدار و بزرگی دوران اشک سیزدهم پدید نیامد .
اروپائیان
هر گاه در صحنه قدرت نتوانسته اند پیش روند ، دست به حیله گری و دروغ گویی
زده اند و فاحش ترین نمونه آن دسایس آنها در طی سلسله اشکانی است...
سعدی شیرازی : سعدی در شیراز دیده به جهان گشود. خانوادهاش از دینآموختگان بودند و پدرش در دستگاه دیوانی اتابک سعد بن زنگی، فرمانروای فارس شاغل بود. پس از درگذشت پدر، سعدی که هنوز نوجوان بود، به توصیه اتابک برای ادامه تحصیل عازم بغداد شد و در مدرسه مشهور نظامیه و دیگر حوزههای علمی آن شهر به دانشآموزی پرداخت. تا ۶۲۳ (هجری قمری) (۱۲۲۶ (میلادی)) سعدی به عنوان طالب علم در بغداد ماند و از محضر استادانی چون شیخ ابوالفرج جوزی و شیخ شهابالدین سهروردی بهره برد. پس از دانشآموختگی تصمیم به ترک بغداد گرفت ولی چون ایالت فارس ناامن و محل تاخت و تاز مغولان بود، به شیراز بازنگشت و برای حج گزاردن و جهانگردی یک رشته سفرهای طولانی را در پیش گرفت.پس از حدود سی سال جهانگردی، وقتی سعدی به زادگاه خود بازگشت، مردی کهنسال بود (۱۲۵۵ (میلادی)) و ابوبکر بن سعد بن زنگی بر فارس حکومت میکرد. سالهای باقیمانده عمر سعدی به موعظه و نگارش گذشت. با استفاده از تجربهها و آموختههایش کتاب بوستان را در سال ۶۵۵ (هجری قمری) (۱۲۵۷ (میلادی)) به نظم، و گلستان را در سال ۶۵۶ (هجری قمری) (۱۲۵۸ (میلادی)) به نظم و نثر نگاشت.
شهاب الدين سهروردي :
شيخ شهاب الدين يحيي بن حبشي بن اميرك سهروردي ، بي شك يكي از بزرگان حكمت
و فلسفه و عرفان ايران زمين است .و اين حكيم فرزانه درمدت عمر كوتاه ولي
پربار خويش ،آثار ارزنده و ماندگاري به جامعه بشري تقديم كرده است كه از
زواياي گوناگون درخور توجه و دقت هستند . هدف اصلي او در پرداختن به مسايل
فلسفي ، احياي تفكر فلسفي ايران باستان وبد و با حكيم ابوالقاسم فردوسي
دريك مسير قرار گرفت . شهاب الدين ازكودكي انديشه اي نيرومندو هوش سرشار و
براي تحصيل علم و طبعي حريص و مولع داشت . دوران كودكي و اوان حداثت سن و
آغاز تحصيل را در مولدو مسقط خود سهرورد گذرانيد.
شهاب
الدين دراصفهان كتاب «البصائر النصيريه »تاليف عمربن سهلان الساوي استاد
مبرز علم و منطق و حكمت را نزد ظهير پارسي خواند و درمراغه ، پيش شيخ مجد
الدين جبلي ،از بزرگان نامدار عصر الياس علوم و حكمت و اصول فقه را آموخت
. سهروردي درضمن تحصيل علم و دانش به فعاليت هاي گوناگوني پرداخت . او
درباب چگونگي تشكيل و تحقيق علم حصولي و ادراكات حصولي به مراتبي قائل بود
كه عبارتند از : 1ـ ادراك عقلي 2ـ ادراك خيالي 3ـ ادراك حسي ز جمله
استادان سهرورد مي توان به مجد الدين جبلي و طاهر الدين قاري اشاره كرد .
طوريكه جبلي تحصيلات اوليه را به وي آموخته و قاري نيز تحصيلات عاليه را
به او آموزش داده است . ا ز جمله استادان سهرورد مي توان به مجد الدين
جبلي و طاهر الدين قاري اشاره كرد . طوريكه جبلي تحصيلات اوليه را به وي
آموخته و قاري نيز تحصيلات عاليه را به او آموزش داده است . سهروردي درروز
جمعه سلخ ذي الحجه ( يا پنجم رجب ) سال 587 هجري قمري وفات يافت . اهميت
وعمق فلسفه سهروردي كه مهمترين فعاليت آموزشي شيخ شهاب الدين سهروردي بود
،درهمين است كه دو اصل به ظاهر دوراز هم تفكر شرق و غرب را به يكديگر
نزديك ساخته است . شيخ شهاب الدين يحيي بن حبشي بن اميرك سهروردي ، بي شك
يكي از بزرگان حكمت و فلسفه و عرفان ايران زمين است .و اين حكيم فرزانه
درمدت عمر كوتاه ولي پربار خويش ،آثار ارزنده و ماندگاري به جامعه بشري
تقديم كرده است كه از زواياي گوناگون درخور توجه و دقت هستند . هدف اصلي
او در پرداختن به مسايل فلسفي ، احياي تفكر فلسفي ايران باستان وبد و با
حكيم ابوالقاسم فردوسي دريك مسير قرار گرفت .
شهاب
الدين بسيار كم مي خورد و اغلب به يك هفته روزه مي گشود . به امور دنيا و
ظاهر حال ، خوراك ،پوشاك ، جاه و مقام ، ضياع، عقار ، تعنيات مادي و
تشخيصات اجتماعي بي اعتنا بود و حتي گاهي برخلاف عرف و عادت و منظور درهم
شكستن قيود و حدود ،جامه و كلاهي دراز و سرخ مي پوشيد و يا خرقه اي ديگر
بر سر مي افكند . اغلب روزها روزه دارو بيشتر شبها در مناجاب و بيدار بود
. به آواز و ترانه خوش و نغمات موسيقي و سماع دلكش عشق مي ورزيد و در سخن
گفتن دلير و بي با ك بود . شيخ اشراق درطرح وبيان تجربيات عرفاني خويش ،
از تجربيات پيشينيان خود بويژه متون حماسي بهره برده است و نه تنها ادامه
دهنده راه بزرگاني چون فردوسي دراحياي فرهنگي ايران باستان است ، بلكه
درشيوه بيان اين مطالب نيز بيش از پيش تحت تاثير متون حماسي از جمله
شاهنامه است .
مولانا : بزرگترین عارف ایران زمین و پارسی گوی بزرگ قرن 6 هجری
آرتاخه : دوره هخامنشی (زمان خشایار شاه) مهندس و سازنده کانال آتوس
آرش :
ملقب به کمانگير . پهلوان ايراني در عهد منوچهر شاه که در تير اندازي سر
آمد زمان خود بوده است که در جنگ ميان منوچهر و افراسياب قرار بر پرتاب
کردن تيري ميگذارند تا مرز ميان ايران و توران را تعين کند آرش از طربستان
تيري پرتاب کرد که در مرو فرود آمد و بعد از آن جانش را در راه ايران زمين
فدا نمود
اسکیلاس : دوره هخامنشی (زمان حکومت داریوش از سال 486- 521 ق.م.) دریا نورد و مکتشف و مهندس سازنده قنات
آريه : سردار معروف و بزرگ ايراني که به حمايت از پادشاهي کورش کوچک برخواست
استانس : دوره هخامنشی شیمیدان و استاد دموکریتوس
آيين گشسب : سردار بزرگ ايران که در زمان هرمز چهارم فرماندهي لشگر ايران را بر عهده داشت
ابولولو : يا همان فيروز نهاوندي . پس از يورش تازيان به ايران به سرکردگي عمربن
خطاب فيروز نهاوندي و تعداد بيشماري از ايرانيان به غلامي اعراب در آمدند
. فيروز غلام مغيره بن شعبه شد و با زيرکي و در جهت انتقام خون کشته شدگان
ایران عمربن خطاب خليفه دوم را با ضربه هاي کارد کشت .
ابومسلم : ابومسلم خراسانی سردار ایرانی و داعی معروف عباسی مشهور به امین آل محمد و
صاحب الدعوه است که در راس سیاه جامگان خراسان بر بنی امیه خروج کرد و
مروان بن محمد خلیفه اموی را مغلوب و منهزم کرده و دولت خلفای بنی عباسی
را تاسیس کرد ابومسلم به سال 124 ه.ق در کوفه بادعاء بنی عباس آشنایی پیدا
کرد و چندی بعد به پیروزیهای شگفت آوری دست یافت و کارش به جایی رسید که
خلیفه از قدرت او و محبوبیت اش در بین ایرانیان مرعوب شد در خلافت سفاح
برادرش منصور اجازه خواست که ابومسلم را به قتل رساند ولی سفاح جایز
ندانست وقتی منصور به خلافت نشست به دسیسه هایی دست یافت و عاقبت ابومسلم
را ناجوانمردانه به قتل رسانید وی یاران و پیروان جان برکف بسیاری داشت و
فرقه های مسلمیه راوندیه به خاطره او را گرامی می داشتند و کسانی مانند
سنباد اسحاق ترک مقنع و بابک خرم دین داعیه خونخواهی او را داشتند بابک
خرمدین تا به آن حد پیش رفت که می گفت روح ابومسلم در او حلول پیدا نموده
است
آريوبرزن : سردار بزرگ ايران که با شهامتي در خور ستايش و ماندگار لشگر ايران را تا
آخرين لحظه در برابر ارتش اسکندر نگهداشت و مقاومت نمود و جان سپرد و
حماسه اي در تاريخ ايران از خود بر جا گذاشت
استاذسيس : سردار دلير ايران که در نواحي هرات و بادغيس و سيستان بر ضد منصور خليفه
ستمگر عباسي قيام کرد و عاقبت به فرمان منصور در بغداد به دار آويخته شد و
يکي از سمبلهاي عرب ستيزي را در ايران به جاي گذاشت و درس وطن پرستي در
برابر يورش بيگانگان براي جوانان به جاي گذاشت
احمدبن محمد نهاوندی : ( مرگ در 835 تا 845 م / 221 تا 231 ه) در جندی شاپور بر آمد - ستاره شناس م مؤلف زیج
احمد معماری لاهوری و برادرش استاد حمید لاهوری : سده یازدهم هجری معماران ایرانی سازنده تاج محل در هندوستان
انوشيروان عادل : انوشيروان دادگر . پادشاه معروف ساساني که با بنيان گذاشتن قوانين حکومتي - دادگستري - اجتماعی و کشوری ایران را به مرز باشکوه ترین کشورهای جهان مبدل نمود . او مزدک و مزدکیان را که مدعی پیامبری شده بودند انوشیروان با طغیان مغ های زرتشتی مجبور شد همه مزدکیان را از میان بردارد او مشهورترین کاخ معماری ایرانی را در عراق پایه گذاشت که تیسپون نام گرفت ولی بعدها توسط تازیان ویران شد
استخری(اصطخری) : وی را نیزابن ندیم از محاسبان ومهندسان بشمار آورده است از جغرافی دانان نامداری مشرق زمین
ابو سعید ابوالخیر : شاعر و عارف بزرگ پارسی قرن 4 و 5
امیر خسرو دهلوی : شاعر بزرگ پارسی قرن 6 که خاندانش از ایران ترک وطن نمودن و هندوستان رفتند
اوحدی مراغه ای : شاعر و عارف قرن 7 هجری
انوری ابیوردی : شاعر و استاد نامدار قرن 6 هجری - استاد علوم - ریاضیات و نجوم و از پیروان ابن سینا
ابوبکر محمدبن حسن حاسب کرجی : ( مرگ در 421/420 هجری 1030/1029 م) ریاضیدان ایرانی صاحب کتاب نسوی نامه
ابو معشر جعفر بن محمد بن عمر بلخی : ( 272 - 172 ه ) ( 886- 786 م ) اهل بلخ در خراسان بزرگ - ستاره شناس و نظریه پرداز در نجوم
اصفهانی - محمد حافظ : (نتیجه الدوله) سده دهم هجری ، مولف رساله هایی در انواع دستگاههای مکانیکی
پور سینا (ابو علی حسین بن عبدلله بن سینا ) : شیخ الرئیس حجهَ الحق ابوعلی حسین بن عبداللّه بن حسین بن علی بن سینا مشهور به ابن سینا (427-370 هجری)(1037-980 م) در افشنه نزدیک بخارای ایران در خراسان بزرگ متولد شد و در آنجا به کسب علم پرداخت.او تحصیلات مقدماتی از جمله ادبیات-قرآن-فقه و حساب نزد پدر آموخت و برای فرا گرفتن منطق و هندسه و نجوم نزد ابو عبداللّه ناتلی رفت.او از همان اوان کودکی بسیار خارق العاده بود و دانش زمان خود را با سرعت فرا میگرفت.او در سن ۱۶ سالگی به طبابت پرداخت.وی پس از درمان کردن نوح بن منصور سامانی به دربار او راه یافت.به دنبال شهرت روزافزون او که آوازهء این شهرت به گوش سلطان محمود نیز رسیده بود محمود را دعوت کرد تا به غزنین برود اما ابن سینا به دلیل خشونت و تعصب دینی سلطان محمود دعوت او را رد کرد و از خوارزم فرار کرد.مدتی در ترکستان و خراسان بسر برد و سپس وارد گرگان شد و در آنجا مشغول به طبابت گشت.سپس به ری رفت و در آنجا مجدالدوله دیلمی را که به بیماری مالیخولیا مبتلا شده بود او را درمان کرد.او در همدان مقام وزارت شمس الدوله را به دست آورد و از حمایت علاءالدوله کاکویه برخوردار گشت.سرانجام در همدان در سال ۴۲۸ (ه.ق)درگذشت.از جمله معروف ترین آثار او می توان به دانشنامه علائی که به زبان فارسی است و همچنین مهمترین اثر فلسفی او به نام شفاء که شامل چهار بخش(منطق-طبیعیات-ریاضیات و مابعدالطبیعه)است را نام برد این اثر و کتاب بعدی به نام قانون که دایرهَ المعارف طبی می باشد هر دو به زبان عربی است . وی در ریاضییات ،زمین شناسی،فیزیک،پزشکی، فلسفه تبحر خواصی داشت
اخوان الصفا : گروه از مهندسان و دانشمندان و فیلسوفان که در سده دهم میلادی( سده چهارم هجری) بر آمدند. بعضی از اعضای این گروه مخفی مثل ابو سلیمان محمد بن بشیر بستی مقدسی، ابو الحسین علی بن هارون زنجانی و محمد بن احمد نهرجوری ایرانی بوده اند آنان دایره المعارفی شامل کلیه شعب معرفت پدید آوردند
ابو جعفر خازن : زاده خراسان( مرگ در 350/360/ه961/ 971 م) ریاضی دان و ستاره شناس
ابو الفتح اصفهانی : ریاضیدان سده چهارم هجری
ابو سهل ویجی بن رستم کوهی : (سده چهارم هجری) اهل طبرستان ، ریاضی دان،مهندس، ستاره شناس. وی رهبر ستاره شناسان در رصد خانه ای بود که شرف الدوله دیلمی ساخته بود
ابو سعید احمد سنجری : (415-340ه)(1024-951م) ریاضی دان
ابوبکر حسن بن خصیب : در اواخر سده نهم میلادی ( سوم هجری ) بر آمد . ستاره شناس از نژاد ایرانی بود
احمد بن داوود دینوری : ( 210 / 200 تا 282 ه 825 - 815 تا 895 م ) در دینور اصفهان بر آمد . ستاره شناس ، مورخ ، ریاضی دان ، گیاه شناس و لغت نویس
ابو نصر محمد فارابی : (340/339- 258/257 ه51/950-71/870 م) زاده فاراب ترکستان -فیزیکدان،موسیقی شناس،فیلسوف ایرانی
احمدبن سهل بلخی : (934م/323ه) زاده شاستیان بلخ ،ریاضیدان وجغرافی دان
ابوسهل فضل بن نوبخت - ( مرگ در 816-815 م / 201-200 ه)از خاندان نوبختی ستاره شناس و کتابدار هارون الرشید
ابو نصر محمد بن عبدالله(کلو اذانی) : از دودمان اردشیر بابک کلواذانی(تولدش پیش از سال سیصد هجری) از جمله ریاضی دانان
ابو حامد احمد بن محمد صاغانی : (مرگ در 380ه 990 م) از مردم صاغان مرو ، ریاضیدان- ستاره شناس، مخترع و سازنده اسطرلاب و دیگر ابزارهای نجومی
ابو الرضا عباس بوزجانی : ( 388/387-329ه)(998/997-940م) زاده بوزجان در حوالی نیشابور ، ریاضیدان، هندسه دان، مهندس، ستاره شناس و نظری پرداز در نجوم
ابو منصور موفق : (سده چهارم هجری) شیمی دان و دانشمند و علم مواد
ابو نصر اسمعیل بن حماد جوهری : (مرگ در 393ه 1002م) زاده فاراب و مقیم نیشابور. لغت نویس و مبتکراندیشه های پرواز
ابوالعباس احمد بن محمد بن کثیر فرغانی : اهل فرغانه در ماوراء النهر (ورا رود ).در زمان مامون برآمد - ستاره شناس و نظریه پرداز نجومی
بابا طاهر عریان : شاعر و صوفی نامدار مشرق زمین در قرن 5 هجری . سروده های وی بزرگترین سند در اثبات زبان و ادبیات کوردی ایران است
بوبراندا : دوره هخامنشی (زمان خشایار شاه) مهندس
برزمهر : پهلوان و دلير مرد ايران در زمان پادشاهي بهرام گور
برزويه : طبيب و انديشمند مخصوص انوشيروان عادل که کتاب کليله و دمنه را از هند به ايران آورد و به زبان پهلوي ترجمه کرد
بدیع اسطرلابی : (مرگ در بغداد در 1140/1139 م) اهل اصفهان- ستاره شناس و سازنده اسطرلاب
بنو موسی ( محمد ، احمد و حسن ) : سده سوم هجری - خراسانی الاصل ، مهندس مکانیک ، هندسه دان ، و ریاضی دان
بلاش : يکي از پادشاهان اشکاني که به اشک بيست و دوم معروف بود و در سالهاي 51 تا
77 ميلادي پادشاهي ايران را بر عهده داشت و خدمتي بزرگ به ايران زمين نمود
. زيرا کتاب ارزشمند ايرانيان ( اوستا ) که در زمان حمله اسکندر به ايران
از ميان رفته بود با تلاش و همت او دوباره گردآوري شد
برازه : دوره ساسانی زمان فرمانروائی اردشیر( 241-226 م) مهندس و احیا کننده شهر فیروز آباد یا اردشیر خوره
بابک خرمدين :
سردار دلير و پيشواي نهضت خرمدينيان يا سرخپوشان که بر ضد حکومت عرب قيام
کرد و 22 سال دست يورش گران عرب را از کشور ما کوتاه کرد و مبدل به سمبلي
از مقاومت ايرانيان در برابر حمله بيگانگان به کشور شد . وی در تاریخ 2
صغر سال 223 هجری قمری در سامرا به دستور خلیفه تازی تکه تکه شد . پس از
وی خانواده و همسرش نیز کشته شدند
بوذرجمهر : بزرگمهر معروف ترين و انديشمند ترين وزير دربار انوشيروان دادگر که گفتگوي هاي خرد ورزانه او در تاريخ ايران ثبت گشته است
بهرام چوبين : سردار دلير ايران که در زمان پادشاهي هرمز چهارم ايران را از حمله وحشيانه ترک های مغول نجات داد و با لشگر کشي و حمله به آنان ارتش آنان را شکست داد . که بعدها در جنگ با روميان شکست خورد
برانوش : دوره ساسانی- سازنده شادروان شوشتر
پيروزان : يکي از سرداران ايراني در زمان يزدگرد سوم . که در جنگهاي ايرانيان با اعراب رشادتهاي از خود بر جاي گذاشت
جمشيد :
پسر طهمورث - چهارمين پادشاه پيشدادي . که جشن نوروز را بنيان نهاد و رسوم
و آيين هايي شادي براي ايرانيان بر جا گذاشت که او را جم يا جمشاسب هم
گفته اند
ابو موسی جابرین حیان : در 160 هجری قمری در کوفه بر آمد - اهل توس ، شیمیدان و کانی شناس و ستاره شناس بزرگ ایرانی . او
با تحقیقات خود پیشرفتهای در علوم به وجود آورد.دوره زندگی جابربن حیان
همزمان با اوج عظمت و شکوه و قدرت مسلمانان بوده زمانی که هارون الرشید
خلیفه مسلمانان بود و از علم و دانش حمایت می کرده است جابر با امام صادق
رابطه داشته و از اصحاب امام جعفرصادق بوده است.وی از حمایت برمکیان
برخوردار بود امّا هنگامیکه جعفربرمکی به دستور خلیفه کشته شد ماندن در
بغداد را صلاح ندانست و فراری شد و به زادگاهش بازگشت.در آنجا در تنهایی و
انزوا به کارهای علمی و تحقیقی پرداخت تا سرانجام از جانب مامون عباسی
مورد احترام و حمایت قرار گرفت.در دایرهَ المعارف بریتانیکا ذکر شده که
جابربن حیان علوم پنهانی را از امام صادق یاد
گرفت.وی راجع به اسطرلاب مطالبی را نوشته است.از کارهای مهمی که جابر در
زمینه علم کیمیا انجام داده آن است که اصل عناصر یونانی را تغییر داده و
اظهار کرده است که از آن عناصر تنها دو جوهر به نام گوگرد و زیبق به وجود
می آید.آزمایشگاه شیمی جابر تا دو قرن از دید مردم پنهان بود تا اینکه
زمانی که می خواستند در شهر کوفه در نزدیکی دروازه دمشق بنایی بسازند
آزمایشگاه وی را کشف کردند.جابر بیشتر عمر خود را در آزمایشگاه بسر برد وی
در آنجا به تجزیه و ترکیب مواد گونان می پرداخت با توجه به به همین مسئله
می توان او را از اولین دانشمندان اسلامی که علم شیمی را بر پایه آزمایش و
تحقیق بنا کردند نام برد.وی در زمینه رنگها تحقیقات و کشفیات جالبی ارائه
نموده است.حدس زده اند که وی به خاصیت رادیواکتیو هم پی برده است.وی
روشهایی را برای استخراج و تصفیه فلزات مطرح کرده است.جابر اعتقاد داشت که
تبدیل عنصری به عنصرس دیگر از راه وساطت جوهری اسرار آمیز صورت می گیرد او
و شاگردانش این جوهر اسرارآمیز را اکسیر نام نهادند.جابر به خوبی از تهیه
و ساختن سفیداب سرب آگاه بوده است.ابن الندیم در کتاب الفهرست به بیش ۳۵
کتاب او اشاره می کند که از مشهورترین آنها میتوان به این کتابها اشاره
کرد:*کتاب الزیبق*کتاب الرکن*کتاب الاحجار*کتاب القمر*کتاب واحدالاول
حافظ شیرازی : حضرت لسان الغیب حافظ شیرازی شاعر - عارف و ادیب پارسی گوی قرن 7 هجری
حلاج : حسن ابن منصور حلاج . از عرفاي مشهور ایرانی - اسلامی قرن سوم هجري که با گفتن عقايد مخالف خود عليه اعراب افراطی به شهرت رسيد . او را صاحب کشف و کرامت دانسته اند و چون در زمان المقتدر خليفه عباسي خلاف موازين و عقايد اسلاميان افراطي آن زمان سخن گفته بود به اصرار فقهاي بغداد او را دستگير و مدت هشت سال در زندان سر کرد و سپس وي را از زندان در آوردند و بعد از زدن هزار ضربه شلاق به وي هر دو دست وي را قطع کردند و سپس هر دو پاي وي را بريدند و بعد جسدش را سوزاند واين وحشيگريهاي اعراب که به نام اسلام کردند هزاران بار در تاريخ ما به ثبت رسيده است
خاقانی شروانی : بزرگ قصیده گوی پارسی و شاعر نامدار قرن 5 هجری ایران زمین
ابو جعفر محمد بن موسی خوارزمی : یکی از دانشمندان بزرگ ایرانی که *منجم*ریاضیدان*و جغرافیدان*که در سال ۱۸۵(ه.ق)در نزدیکی بغداد به دنیا آمد.او بزرگترین عالم زمان و عصر خویش بود.اجدادش اهل خوارزم بودند امّا به احتمال زیاد خودش از اهالی قطربولی منطقه ای نزدیک بغداد بود.او در زمینه ریاضیات و نجوم مهارت بسزایی داشت.او اولین ریاضیدان دوره اسلامی است که آثارش به دست ما رسیده.وی در زمان خلافت ماُمون عضو"دارالحکمه"که گروهی از دانشمندان در بغدا به سرپرستی مامون قرار داشتند شد و مورد توجه خلیفه وقت بود.او کتاب جبر و مقابله خود را که درباره ریاضیات مقدماتی است و اولین کتاب جبر است که به عربی نوشته شده است.آن را به مامون تقدیم کرد.کتابهای او در زمینه*جبر*حساب*نجوم*که به زبان عربی نوشته شد هم در کشورهای اسلامی و هم در کشورهای اروپائی تاثیر بسزایی داشت.کتابهای دیگر او که درباره ارقام هندی است بعد از آنکه در قرن ۱۲ به زبان لاتینی منتشر شد تاثیر خاصی بر روی اروپائیان گذارد و نام خوارزمی مرادف با هر کتابی که درباره حساب جدید بود قرار گرفت و از همین جا اصطلاح الگوریتم به معنای قاعده محاسبه رواج یافت.از جمله کتابهای دیگر او در زمینه ریاضی می توان مختصر من حساب الجبر و المقابله*و کتاب الجمع و التفریق*و زیج را نام برد.وی در سال ۲۳۳(ه.ق)درگذشت...
خواجوی کرمانی : شاعر و عارف قرن 7 هجری ایران زمین
خسرو پرويز : خسرو پرويز سازنده حماسه بزرگ خسرو و شيرين نيز بود که عشق جاودانه اش به شيرين براي هميشه در تاريخ به ثبت رسيد . که با اندوه بعدها از فره ايزدي دور ميگردد و از آن مقام و ابهت خود ميکاهد . فردوسی نیز از آخرین سالهای شاهنشاهی خسرو شکایت می کند ولی وی از شاهنشاهان مقتدر ایران بود
خراسانی - ابوبکر علی بن محمد : شیمیدان ایرانی که بقول ابن ندیم و بگفته کیمیاگران به کیمیا دست یافت
خالد بن عبدالملک مرورودی : اهل مرورود در خراسان بزرگ - در زمان مامون خلیفه عباسی بر آمد - ستاره شناس بود و پسرش محمد و نوه اش عمر هم منجم بودند
خوارزمی - محمد بن احمد کاتب : از دایره المعارف نویسان سده چهارم هجری است.کاتب مفاتیح العلوم وی شامل مباحثی در حساب،هندسه،نجوم،موسیقی،مکانیک و شیمی
خشايارشا : فرزند داريوش . او يکي ديگر پادشاهان هخامنشيان بود که وي را فاتح سرزمين هاي آتن اروپا ميدانند
. او آتن را به کلي تصرف کرد . دليل لشگر کشي وي عدول کردن يونانيان از
قوانين آن روزگار بود زيرا ليدي که از زمان سلسله مادها جزوي از ايران بود که توسط يونان به آتش کشيده شده بود سپاه ایران از دریا گذشتند و آتن را تصرف نمودند .
خازنی - عبدالرحمن : فیزیک دان و مخترع برآمده در خراسان بزرگ در ابتدای سده ششم هجری
جهان برزین : دوره ساسانی - سازنده تخت تاقدیس
عبدالرحمن جامی : شاعر نامدار قرن 8 پیشکوست در ادب - علم - عرفان سیر و سلوک که به تازی و پارسی شعرهای خود را سروده است
جرجانی ابو سعید ضریر (گرگانی ) : مرگ در ( 846-945 م /232-231 ه) ستاره شناس و ریاضی دان
دقیقی طوسی : شاعر قرن چهارم هجری - ایرانی زرتشتی - نخستین گردآورنده شاهنامه پیش از فردوسی بزرگ
داريوش : وی در سال 521 بر تخت پادشاهي ايران رسید . او ساخت کاخ تخت جمشید را آغاز نمود و بعد از سه سال بررسي و ساختن ماکت از کاخ تخت جمشید با کمک مهندسين خلاق که بعدها به موزه هنر تمام کشورها شناخته شد بناي اين کاخ جاودانه را گذاشت و بيش از نیمي از آن را در زمان خود ساخت و ادامه ان توسط جانشينش خشيارشا تکميل و بعد از وي فرزند او انجام گرفت . داریوش هخامنشی کانالی در 2500 سال پیش ساخت که بعدها به کانال سوئز معروف گردید . طول این کانال دریایی به بیش از 161 کیلیومتر میرسیده است و از عرض آن دو کشتی به راحتی عبور میکردند . داریوش خطی جدید برای ایرانیان بوجود آورد که بعدها از خطوط رایج دنیا شد . داریوش ، ایران را به بزرگ ترین کشور جهان آنروز مبدل کرد ( بیش از 28 کشور ) . داریوش آموزش رایگان را برای قشر عوام کشور به صورت اجباری در آورد و طرح سواد آموزی را اجباری نمود و . . .
رستم : ملقب به تهمتن . پهلوان بزرگ ايران . فرزند زال و رودابه . نواده سام و مهراب کابلي که در عهد کيقباد و کيکاوس و کيخسرو با تورانيان جنگيد و از خود دلاوري ها و رشادتهاي شگفت انگيز بر جاي گذاشت .
رستم فرخزاد : سردار کبير ايران که در جنگ با اعراب کشته شد . او سپهسالار بزرگ ارتش ايران در زمان شاهنشاهی يزدگرد سوم بود که حماسه اي در جنگ قادسيه بوجود آورد که تاريخ نياکانمان را زيبا تر از هميشه ساخت در نهایت به دست سپاه اسلام کشته شد
رودکی : شاعر بزرگ قرن 4 هجری از ایرانیان سمرقندی و ناظم کلیله و دمنه
روزبه : دوره خلافت عمربن خطاب - طراح شهرهای بصره و کوفه
رابعه : به احترام بانوان ایران زمین یکی از دهها زن برجسته ایرانی را نیز اینجا می آوریم . نخستين زن ايراني که پس از حمله وحشيانه اعراب به ايران و تسلط کامل به کشورمان به زبان پارسي اصيل شروع به سرودن شعر کرد . زمانش را برابر با رودکي گفته اند . گفته شده است که حارث برادر رابعه غلامي خوبرو به نام بکتاش داشت که بعدها رابعه عاشق بکتاش ميشود که در اثر اين عشق حارث فرمان ميدهد که رابعه را به حمام ببرند و رگهايش را بزنند و بعد از آن درب حمام را گل بگيرند که بعد از آن رابعه با خون خود شعرهايش را بر ديوار حمام نوشت و به ناکامي از جهان بدرود گفت
ثنایی غزنوی : عارف و زاهد و اندیشمند مسلمان و استاد شعر پارسی در قرن 5 هجری
ستاسپ : دوره هخامنشی ( زمان حکومت خشایار شاه 2466-486 ق.م.) دریا نورد و مکتشف
سنباد
: يکي ديگر از قيام کنندگان بر عليه حکوتهاي غارتگر اعراب در ايران که به
جان و مال و ناموس ايرانيان تجاوز ميکردند . او اهل نيشابور بود و پس از
اينکه منصور خليفه عباسي - ابومسلم خراساني را کشت وي در نيشابور به
خونخواهي از ابومسلم که فردي ايراني و وطن پرست بود برخواست و قيام کرد که
در نهايت با شصت هزار نفر از يارانش توسط اعراب بيابانگرد و کشتارگرکشته
شد
سهل بن بشر ( یا سهل بن حبیب بن هانی ) : در نیمه اول سده نهم میلادی ( سده سوم هجری ) در خراسان بر آمد . ستاره شناس و منجم
سياوش : يکي از اسطوره هاي ملي ايرانيان . مردم ایران زمان هاي مديدي سوگ سياوش را هر ساله گرامي ميداشتند . پسر کيکاوس و پدر کيخسرو . سودابه زن کيکاوس عاشق او شد که سياوش از او امتناع ورزيد . سودابه به همين جهت اورا نزد پدر متهم ساخت و سياوش بتوران نزد افراسياب رفت و دختر وي را به زني گرفت . گرسيو برادر افراسياب به سياوش حسد برد و افراسياب را وادار به کشتن او کرد . که کشته شدن سياوش باعث جنگهاي طولاني و غضب ناکي ميان ايرانيان و تورانيان گشت
سیف فرغانی : از شاعران و عارفان قرن 7 هجری
سهل طبری : در اوایل سده نهم میلادی ( سده سوم هجری ) بر آمد - اهل طبرستان ( تبرستان ) ستاره شناس وپزشک
صائب تبریزی : استاد غزل سرای پارسی قرن 10 هجری
شهریار : استاد شعر - دانشجوی پزشکی - از مریدان حافظ - که دیوان کاملش را به پارسی و یک مجموعه مشهور آذری به نام حیدر بابا از وی باقی مانده
شمس الدین محمد بن ایوب دینسری :(سده هفتم هجری)- دایره المعارف نویس و نگارنده کتاب نوادر التبا در لتحفه البهادر که شامل مباحثی از علوم طبیعی است
شاپور ذوالاکتاف : شاپور دوم پادشاه مقتدر ساساني که پس از خلع آذر نرسي بر تخت پادشاهي ايران جلوس کرد و هفتاد سال پادشاهي کرد . او يکي ديگر از پادشاهان بزرگ ايران است که چندين بار از حمله اعراب به ايران جلوگيري کرد و با انديشه نيک سرزمين آريايي ما را از هجموم بيگانگان محفوظ داشت . او را به اين جهت ذوالاکتاف ميخوانند که داراي شانه هاي پهن و بزرگ بود . در بعضي از کتب تاريخي گفته است به دليل آنکه پس از اسير کردن مهاجمين ( اعراب ) از کتف آنان طنابي عبور ميداده و همه را به طناب ميکشيده ذوالاکتاف ناميده شده ولي اين باور با ابهت و منش نياکان ما در تضاد است
شیده : دوره ساسانی - سازنده کاخ خورنق
شاهين : يکي از بزرگ سرداران و سپهسالاران ايران در زمام پادشاهي خسرو پرويز ساساني
شيدرنگ : پزشک و فيلسوف ايراني در عهد ضحاک که پزشکي را يکي از مشاغل واجب الوجوب ميدانسته
قطب الدین شیرازی : (1236-1311م)-ریاضیدان،ستاره شناس، نور شناس، پزشک، فیلسوف ایرانی
فارابی،ابو نصر : (مرگ در 340/339 هجری یا 951/950م) دانشمند و فیلسوف ، در طبقه بندی علوم و در تبیین قوانین صوت و در تعریف دانش ها نقش عمده ای داشت
فضل بن حاتم نیریزی : ( مرگ در 922 م / 310 ه ) ریاضی دان ، هندسه دان و ستاره شناس
فخرالدین عراقی همدانی : عارف و شاعر نامور قرن 7 هجری ایران زمین
فرخی سیستانی : غزل گوی و قصیده سرای نامدار قرن 5 هجری ایران زمین
فروغی بسطامی : شاعر - غزلسرا - استاد پارسی گوی - عارف و ریاضدان قرن 13 هجری
فرغان : دوره ساسانی- سازنده تاق کسرا
عاملی - بهاالدین : (1031-953هجری) ریاضیدان، معمار، فیلسوف
عبید زاکانی : منتقد اجتماعی قرن 7 هجری که شکایات خود را از دست حکام ظالم وقت به شعر پارسی در آورده است
علی بن سهل بن طبری : ( سده نهم میلادی / سده سوم هجری ) مؤلف فردوس الحکمه در طب و هوا شناسی ، نجوم
عمربن فرخان طبری : ( مرگ در 815 م / 200 ه) از مردم طبرستان - ستاره شناس و معمار
عبدالملک بن محمد شیرازی : ریاضیدان و ستاره شناسی که در نیمه دوم سده دوازدهم میلادی(ششم هجری) برآمد
عطار نیشابوری : شاعر و عارف نامدار قرن 6 هجری ایران زمین
عبدالرحمن بن عمر صوفی رازی : زاده ری(376-291ه)(986-903م) ستاره شناس
غیاث الدین جمشید محمد طبیب ( الکاشی) : (790-832 هجری قمری) از مردم کاشان، ریاضیدان و محاسب
کاوه آهنگر : آهنگري که چرم پاره خود را بر سر نيزه زد و ضحاک تازي را از تخت پادشاهي ايران به زير افکند و بعدها چرم وي به درفش ملي کاوياني مبدل گشت . کاوه با ياري مردم ضحاک تازي را در کوه دماوند حبس کرد و فريدون را به سمت پادشاه ايران نشاند
کورش : کورش نوه آستیاگ از دودمان ماد و سر دودمان هخامنشیان پارس است او یهودیان را از بابل آزاد نمود . برای همین یهودیان علاقه خاصی نسبت به او دارند آنان عید فصح که سالگشت این آزدی است را هر ساله جشن می گیرند .
کيخسرو : سومين پادشاه مقتدر کياني به خونخواهي کشتن سياوش برخواست و مدتهاي زيادي با تورانيان جنگيد و در نهايت آنان را مغلوب ساخت و افراسياب را به دليل کشتن سياوش که نه تنها پدر وي بود بلکه يکي از قهرمانان نامي ايران بود کشت . پدرش سياوش و مادرش فرنگيس بود
کيومرث : نخستين پادشاه و بنيانگذار سلسله پيشدادي در پیش از ظهور هخامنشیان . در زمان او مردم در غارها و کوهها بودند و بدن خود را با پوست حيوانات مي پوشاندند
وحشی بافقی : غزلسرای و عارف قرن 9 هجری ایران زمین
مازيار : يکي ديگر از قيام کنندگان بر عليه حکومت اعراب در ايران . وي در طبرستان بنايي عظيم ساخت و در جهت بازگرداندن عظمت ايران به قبل از يورش تازيان تلاش کرد . وي در زمان معتصم عباسي قيام خود را آغاز کرد و در صدد بر آمد همگام با بابک خرميدن هویت ملی ایرانی را زنده کنند که در نهايت با جنگهاي معتصم دستگير و در بغداد کشته شد . او نيز يکي ديگر از تنديس هاي ملي گرايي ايرانيان در برابر تهاجم ديگر کشورها است
مرداويج : پسر زيار . سردار بزرگ ايراني که او نيز در جهت متلاشي کردن حکومت اعراب در ايران کوشيد و جان داد . وي فرمانده لشگر اسفار پسر شيرويه عامل نصر بن احمد ساساني بود طبرستان را براي اسفار فتح کرد . پس از کشته شدن اسفار- مرداويج قزوين و همدان و اصفهان و اهواز را گرفت و لشگر المقتدر خليفه جنايتکار عباسي را شکست داد . وي در کمال تاسف در سال 323 هجری قمری در حمام اصفهان به دست غلامان ترک کشته شد
مطهر بن طاهرمقدسی : (356ه 966م) دربست سیستان برآمد- دایره المعارف نویس وبازگوکننده اعداد بزرگ هندی
مهران : يکي ديگر از سرداران بزرگ ايران . وي از سپهسالاران ارتش ايران ( يزدگرد ساساني ) بود و با اعراب بيابانگرد جنگيد و ابوعبيده سردار مشهور عرب را به قتل رسانيد
مازیار : ماه یزد یار یا مازیا یکی از سرداران بزرگ ایران بود که در هم زمان با قیام بابک خرمدین قیام میهن پرستانه خود را در طبرستان بر ضد حکومت تازی در ایران انجام داد ولی در نهایت در سال 225 هجری قمری به دستور خلیفه پس از چند سال مبارزه کشته شد
حسین معمار : معمار بقعه هارون در سال 918هجری
مهرداد بزرگ یا مهرداد کبیر : موئسس سلسله شاهنشاهی پارتیان بود که ایران را از گسستگی و لجام گسیختگی دوران تحت اشغال یونانیان سلوکی رهایی بخشید . وی در سال 160 تا 140 قبل از میلاد با نبردهای وطن پرستانه ایالتهای ماد - پارس - خراسان - بابل - آشور - هرات و سیستان و . . . را جزو ایران بزرگ نمود . وی پادشاه سلوکیان را اسیر نمود و با وی با انسانیت رفتار کرد و به او در گرگان مستقر ساخت و برای حسن نیت به آنان با دختر وی ازدواج نمود . او را از بزرگ ترین اشخاص موثر در تاریخ ایران نامیده اند . که به راستی اگر ظهور نمی کرد امروز مشخص نبود ما در کجای تاریخ جای داشتیم
ملک شاه : او دومین پادشاه سلسه سلجوقیان ایران است بدستور او هزاران شاهنامه توسط کاتبان دستنویس و تکثیر شد او به خواجه نظام الملک دستور داد بجای تاریخ قمری تازی تاریخی ایرانی تهیه کنند خواجه نظام الملک توسی نیز دانشمندانی نظیر خیام و ابوریحان بیرونی و تنی چند را در اصفهان جمع نمود و تاریخ خورشیدی که موسوم به شمسی و یا جلالی نیز هست فراهم نمودند .
ملک الشعرای بهار : بزرگترین پارسی گوی قرون معاصر که به ایران باستان علاقه بسیاری داشت . روزنامه نگار و نویسنده نامدار ایران زمین در قرن 13 هجری
محمد ابن اشرف شمس قندی : ریاضیدان و ستاره شناس سده سیزدهم میلادی (هفتم هجری
محمد بن ابوبکر فارسی : ریاضیدان و ستاره شناس ایرانی نیمه دوم سده سیزدهم میلادی(هفتم هجری
مسعود سعد سلماس : شاعر قرن 5 هجری - استاد شعر پارسی
موید الدین طغرانی : (مرگ در 1112/1111م) زاده اصفهان - شاعر و شیمیدان ایرانی
ماشاءالله (مناسه) : ( مرگ در 815 یا 820 م ) یهودی ایرانی الاصلی که در پروژه شهر بغداد با نوبخت همکاری میکرد
محمد بن احمد خرقی : (مرگ در مرو در 1139/1138م) ستاره شناس، جغرافی دان ایرانی که نظریه ای در باب چگونگی حرکت ستارگان نیز ارائه داده است
محمد بن عمربن فرخان طبری : پسر شخص بالا درآغاز سده نهم میلادی ( سده سوم هجری ) بر آمد . ستاره شناس و مؤلف نجوم
ماهانی - محمد بن عیسی : ( مرگ در 874 تا 884 میلادی / 261 تا 271 ه ) اهل ماهان کرمان ، ریاضی دان و ستاره شناس و مهندس .معادله درجه سوم موسوم به معادله ماهانی از اوست
المظفر : (سده ششم هجری) اهل توس ،مخترع گونه ای از اسطرلاب خطی
محمد بن لره : اهل اصفهان بوده ودر فهرست ابن ندیم در زمره مهندسان و محاسبان بشمار آورده شده است
نوبخت : ( مرگ 770776 م / 171-170 ه) ستاره شناس و مهندس ایرانی که تحت سر پرستی خالد بن برمک که وی نیز ایرانی بود طرح بغداد را انجام داد
ناصر خسرو : شاعر نامدار قرن 5 هجری . حکیم فاضل و صوفی پارسی زبان
نظامي گنجوي : حکيم ابومحمد الياس بن زکي بن موئد ملقب به نظامی گنجوی شاعر نامدار ایران زمین در سال 535 در شهرستان اراک - تفرش روستای تاد متولد شد . بر سر تولد وی اتفاق نظر نمی باشد . عده ای نیز باور بر این دارند که وی در شهر گنجه از آران بالای رود ارس به دنیا آمده است . در هر دو شهر شکی بر ایرانی بودن وی نیست . زیرا همه گنجه در جمهوری آذربایجان شهری ایرانی است و هم تفرش . وي يکي از بزرگترين شاعران ايران زمين است که به گفته پارسي شناسان بعد از فردوسي او قراردارد . وي حماسه خسرو پرويز پادشاه ايران را با شيرين به شاهکاري ادبي تبديل کرد . مخزن الاسرار - منظومه ليلي و مجنون - هفت پيکر - و اسکندر نامه از ديگر شاهکار هاي او است . گنجه از شهرهای کوچک ایران بود و امروز متوسط از ایران جدا گشته است و هم اکنون آرامگاه او آنجا قرار دارد
هاتف اصفهانی : شاعر نامدار قرن 12 هجری - استاد پارسی گوی ایران زمین
یحیی بن ابی منصور : ( مرگ در 831 م / 216 ه ) از نژاد ایرانی که در بغداد بر آمد ستاره شناس و مؤلف زیج، نوه اش هارون بن علی هم ستاره شناس و مؤلف زیج بود
یعغوب بن طارق : (مرگ در 796 م / 180 ه )از نژاد ایرانی ستاره شناس
يعقوب ليث :
يکي ديگر از قيام کنندگان بر عليه حکومت اعراب در ايران که گامهاي اساسي
در جهت بر اندازي تازيان در ايران برداشت وی نمونه ديگري از وطن پرستي
ايرانيان در برابر هجوم بيگانگان به کشور شان بود . او پسر ليث رويگر بود
. بواسطه کفايت و جوانمردي و دليري از رويگري و عياري به امارت سيستان
رسيد . سپس هرات و کرمان و شيراز و خراسان را گرفت و در جهت پاکسازي ايران
از دست اعراب گام برداشت . وي بر ضد معتمد خليفه کشتارگر عباسي قيام کرد و
براي نابود ساختن حکومت عرب - جوانمردانه جنگيد . سپس قصد حمله به بغداد
را کرد و در صدد آمد که خليفه ننگین عرب را بکشد ليکن عمرش کفاف نداد و در اثر بيماري در سال 265 هجری قمری در گندي شاپور یا جندی شاپور امروی خوزستان درگذشت
یقبوب بن محمد رازی : ابن ندیم وی رااز مهندسان و محاسبان دانسته است
**********************
برخی دیگر از زنان و مردان دانشمند معاصر ایرانی در جهان امروز
ارد بزرگ : اندیشمند و متفکر ایرانی که نظریه قاره کهن او شهرتی شگفت انگیز یافته است او به صراحت از تبانی شرق و غرب برای بلعیدن حوزه فرهنگی مرکز جهان ( که ایران در قلب آنست) یاد کرده است نظریه او مبتنی بر سخن فردوسی است که می گوید سلم و تور دو فرزند فریدون که یکی بر غرب و دیگری بر شرق جهان حکومت می نمودند برای تصاحب این سرزمین ایرج حاکم منطقه قاره کهن (نامیست که ارد بزرگ بر منطقه ای از کشمیر تا مدیترانه نهاده است ) را می کشند . و او می گوید قاره کهن امروز توسط آسیا و اروپا بلعیده شده است . و چین با شروع بحث جاده ابریشم بدنبال افکار استعماری است حال آنکه این جاده ، جاده انتشار فرهنگ غنی ایران به شرق بوده است و نمونه آن افکار میترایزم و شاهنامه فردوسی است که هر دو را با جعل اسامی از آن خود می دانند . نظریه دیگر او کهکشان بزرگ اندیشه نام دارد که دقیقا نقطه عکس نظریه دهکده کوچک جهانی است او با دلایل مستدل ثابت می کند جهان رو به انفجار اندیشه های گوناگون است و پیش بینی می نماید بزودی تعداد سایت های اینترنتی به چندین برابر جمعیت کره زمین برسند .
پروفسور محمد نبي نعمتي : رييس بخش جراحي مغز و اعصاب دانشگاه «بن» آلمان و استاد دانشگاه ، تكنيك
ابداعي اين جراح برجسته ايراني كه براي نخستين بار در جهان با موفقيت بر
روي چند بيمار به كار رفته است، ميتواند مشكلات موجود در دفع ادرار و
روابط جنسي اين گروه از بيماران را تا حد زيادي برطرف كرده و به اين ترتيب
كيفيت زندگي جانبازان و معلولان قطع نخاع را به نحو قابل توجهي ارتقاء
بخشد . پروفسور نعمتي، جراح سرشناس مغز و اعصاب و ستون فقرات كه در حال
حاضر رياست بخش جراحي بيمارستان آموزشي دانشگاه بن آلمان را بر عهده دارد،
براي نخستين بار در دنيا موفق به جاگذاري ديسك مصنوعي كمر در ستون فقرات
شده است.
دکتر محمد علی اسلامی ندوشن : از بزرگترین اساتید زبان و ادبیات فارسی در حال حاضر
پرفسور مجید سمیعی : رئیس انجمن جراحان مغز جهان
پرفسور لطفی زاده : استاد دانشگاه و پدر منطق فازی – کامپیوتر هوشمند – بنیانگذار نسل سوم کامپیوتر در جهان
محمد رضا شجریان : بزرگترین خواننده موسیقی سنتی حال حاضر ایران
هوشنگ سیحون : بزرگترین معمار حال حاضر ایران
پروفسور فضل الله رضا : انديشمند معاصر گيلاني و از مفاخر علمي ايرانمحمد نوری : خواننده کهن سال وطن پرست که شعر های او ، آوای جان هر ایرانیست
دکتر محمد جعفر یاحقی : یکی از بزرگترین شاهنامه شناسان حال حاضر جهان
دكتر محمد حسن گنجي : مؤسس رشته جغرافيا در دانشگاه تهران در سال دوم تأسيس و مؤسس سازمان هواشناسي كشور بوده است . وي در طول 12 سال رياست سازمان 5 ماه نيز رئيس منطقه سازمان هواشناسي جهاني در منطقه آسيا بوده و نقش بسزايي در پايهگذاري هواشناسي در سرتاسر آسيا ايفا كرده است .
دکتر جلال خالقی مطلق : حدود چهل سال زندگی خود را صرف پیرایش شاهنامه نمودهاند ایشان هم از بزرگترین شاهنامه شناسان حال حاضر جهان است .
انوشه انصاری : رئیس موئسسه تکنولوژی شرکت مشهور تل کام و نخستین زن مسلمان و ایرانی جهان که به فضا سفر کرده است
پرفسور علی جوان : بنیانگذار لیزر گاز- دارنده مدال استوارت- جان هرتز – فردریک آیوز
دکتر نصرت الله نزاکت گو : پیوند کبد از زنده به زنده از مادر به فرزند برای نخستین بار در خاورمیانه
دكتر علياكبر جلالي : موسس نخستين روستاي الكترونيكي جهان
آتوسا
نخستين زني كه لقب «بانو» گرفت

آتوسا، دختر كورش و مادر خشايارشا، يكي از برجستهترين زنان در تاريخ ايران قديم است.
آتوسا اولين كسي بود كه دين زردشتي را برگزيد و بعد از او همسرش گشتاسب اين دين را پذيرفت و پس از آن اين دين بهطور رسمي در ايران پذيرفته شد.
پس از آتوسا، آناهيتا دومين كسي بود كه لقب بانو را كه يك عنوان مذهبي بود، گرفت. اين عنوان كمتر به ملكهها داده ميشد.
آتوسا، خواندن و نوشتن را بهخوبي ميدانست و نقش تصميمگيرنده در آموزش خود و ديگر درباريان داشت.
جنگ داريوش با يونانيان به توصيه او انجام شد و داريوش همواره از نصيحتهاي او بهره ميجست. او بهخوبي از اوضاع فرهنگي زمان خود آگاه بود.
با آنكه خشايارشا فرزند اول داريوش نبود و او از همسران ديگرش پسراني داشت اما آتوسا آنقدر بر شوهر نفوذ داشت كه توانست خشايارشا را پس از داريوش به سلطنت برساند.
در زمان سلطنت خشايارشا هم آتوسا بهعنوان مادر پادشاه در امور دخالت ميكرد. آتوسا از جمله كساني بود كه جنگ ايران و يونان را در زمان خشايارشا به صلاح نميدانست و با آن مخالف بود و از خبر شكست پسرش بهشدت خشمگين شد.
از زمان مرگ او هيچ اطلاعي در دست نيست، تنها ميدانيم تا زماني كه خشايار از جنگ يونان برميگردد، زنده بوده است.
احتمالا آرامگاه او در كنار داريوش كبير در نقش رستم است.
http://tehranemrooz.ir/v2/Default_view.asp?NewsId=37726
مريم قمصري: آنه ماري شيمل در هفتم آوريل 1922 (18 فروردين 1301) در شهر ارفورت آلمان به دنيا آمد.
http://tehranemrooz.ir/v2/Default_view.asp?NewsId=37626
محمود امین:مجيد درخشاني، تربيتيافته كانون چاووش است و موسيقي را نزد بزرگاني چون محمدرضا لطفي فرا گرفته است.
. اين سابقه براي او پشتوانه و استوانه قرص و محكمي است كه از او يك نوازنده و آهنگساز توانا ساخته است.
وي پس از بازگشت به ايران در سال 1383 گروه موسيقي خورشيد را تاسيس كرد كه تاكنون بسيار فعال بوده است. او در سال گذشته به گروه آوا پيوست كه چند سالي دست از فعاليت كشيده بود. اگرچه درخشاني سالها پيش همكاري با محمدرضا شجريان را در آلبوم «در خيال» تجربه كرده بود اما حضور در گروه آوا شكلي ديگر از همكاري است كه براي وي يك تجربه تازه تلقي ميشود.
او به تازگي از اصفهان برگشته و كنسرت اخير گروه را با حضور جوانان و استقبال اصفهانيها بيسابقه ارزيابي كرد.اين گفتوگو درحالي انجام شد كه وي و دوستانش در هتل عباسي اصفهان خودشان را براي اجراي واپسين شب كنسرت آماده ميكردند. بخوانيد:
چطور شد كه شما به يكباره به گروه آوا پيوستيد؟
حقيقت اين است كه همكاري با استاد شجريان و گروه آوا بهمنظور ادامه فعاليتهاي گروه آوا نبود. ما به بهانه ساخت و ضبط و توليد در كنار يكديگر جمع شديم و به تدريج اين تصميم گرفته شد كه همين افراد در كنار هم گروهي تشكيل بدهيم كه نامش آوا باشد. استاد اين گروه را داشتند و مجموعه آثاري را كه با هم تمرين كرده بوديم، بهانهاي بود تا دوباره اين گروه فعال شود و كارهاي ما هم تحت لواي يك عنوان انسجام پيدا كند.
پس گروه «آوا»ي جديد را ميتوان ادامه آن گروه «آوا»ي سابق تلقي كرد؟
بله، تقريباً ميتوان گفت اين گروه در ادامه فعاليتهاي گروه سابق كارش را ادامه ميدهد. اين گروه شباهتهايي به آن گروه دارد اما نميتوان گفت صددرصد مانند آن است. طبعاً هر آدمي كه وارد يك گروه ميشود، سلايق و تفكرات خاصي را همراه خود ميآورد و روي روند كار گروه تاثيرگذار خواهد بود. از طرف ديگر آواي سابق يك گروه كاملتر بود و از سازهاي بيشتري استفاده ميكرد اما حالا كمي كوچكتر و جمع و جورتر شده است. به همين دليل چندان مناسبت ندارد كه اسم گروه را روي چنين تركيبي گذاشت. گروه براي من تعريفي وسيعتر و بزرگتر دارد. اين مجموعه تركيبي از 5ـ4 نوازنده است كه در كنار يكديگر نشستهاند و سعي در اجراي موسيقي دارند. به نظرم بايد بيشتر به اين مقوله پرداخت و مانند غربيها روي تركيبهاي مختلف نامگذاري كرد. مثل كوارتت (چهارنوازي)، تريو (سهنوازي)، دوئت (دونوازي) و ...
در سالهاي اخير ما شاهد اين بوديم كه گروهنوازي در موسيقي ايراني با مشكلات زيادي روبهرو بوده است. فكر ميكنيد چرا پس از گذشت سالها هنوز نتوانستهايم به يك تركيب اركسترال تعريف شده برسيم؟
سازهاي ما براي حضور در اركستر و امكان هماهنگي محدودند. مگر اينكه سازهاي جديدي توسط اساتيد سازنده ساز مثل استاد قنبري مهر ساخته شود كه قابليت استفاده در اركستر را داشته باشند. ما وقتي ميتوانيم در گروهنوازي به يك جايگاه تثبيت شده و خوب برسيم كه اشكال فني سازهايمان رفع شود. ممكن است سازي مثل تار براي تكنوازي و بداههنوازي ساز بسيار خوب، خوشصدا و كارآمد باشد اما در گروهنوازي يك ساز ضعيف است و تواناييهايش افت ميكند. براي اينكه ما دائم در اركستر نميتوانيم درگير كوك و مسائل جانبي سازهايمان باشيم فكر ميكنم در آينده بايد اتفاقي براي سازهاي ايراني بيفتد و براي كوك آنها فكر شود تا ما بتوانيم از آنها در اركسترهاي بزرگ استفاده كنيم. حتي اگر شده باشد كه صداي اين سازها تغيير كند.
از طرف ديگر، ما براي تكميل يك اركستر با سونوريته موسيقي ايراني مستقل به سازهايي نياز داريم كه محدوده صوتيشان بم باشد. مثل كنترباس كه وسعت زيادي براي بم كردن صداي اركستر دارد.
اركسترال كردن موسيقي ايراني تا چه حد ضروري است؟
نسل امروز سليقههاي خاص خودش را دارد و نياز به اركستريشدن در همه جاي دنيا ديده ميشود. به دليل اينكه اركسترال شدن سبب تنوع رنگآميزي صوتي و در نتيجه گسترش دايره مخاطب ميشود. در واقع اركستراسيون امكان گفتوگوي وسيعتري را به موسيقيدان ميدهد تا بتواند به اشكال مختلف هنرش را ارائه دهد. در واقع نياز به رنگآميزي صوتي و سوال و جوابهاي موسيقايي چيزي است كه امروزه روز بسيار مورد توجه است و امكانات خاص خودش را ميطلبد. بيشك روز به روز اين نياز بيشتر احساس خواهد شد، همانطور كه اين موج از كلنل وزيري آغاز شد و هرچه به سالهاي اخير نزديك شد، شكل ايرانيتري به خود گرفت. به هر حال نوازندههاي موسيقي ايراني و نوازندههاي آن در سالهاي اخير به قابليتهاي فراوان خود پي بردهاند و اگر در يك همنشيني با سازهاي كلاسيك هم قرار بگيرند، يك حضور مستقل دارند. در اين زمينه ما خيلي پيشرفت كردهايم ولي متاسفانه در زمينه آهنگسازي پيشرفت چنداني نداشتهايم. البته اين جمله نقض توانايي نوازندههاي ما نيست. اركسترها اجراي خوبي دارند اما آثار درخور توجهي در سالهاي اخير براي اجرا با اركسترهاي بزرگ خلق نشده است.
شما دليل اين عدم خلاقيت و ماندگاري آثار موسيقايي را در چه ميبينيد؟
فكر ميكنم بسياري از كساني كه دست به ساخت آهنگ ميزنند، موسيقي ايراني را خوب نميشناسند. يعني درك درستي از جملهبندي موسيقي ايراني ندارند. نميدانند يك جمله كه شروع ميشود تا وقتي كه به پايان برسد، بايد چه مراحلي را طي كند. در واقع يادگيري زودگذر آنها و تامل نكردن روي اجزاي موسيقي ايراني سبب شده كه آنها نتوانند احساس نهفته در موسيقي ايراني را به خود و در نتيجه به مخاطب انتقال دهند. به همين دليل آثار ماندگار نميشوند. شما ببينيد در 30 سال اخير چند ملودي و تصنيف ماندگار خلق شده است. خيلي كم است. دست كاردان در كار نيست. فكر ميكنم بخش عمدهاي از اين نقيصه به عدم حمايت دستگاههاي دولتي و موسسات توانمند برميگردد. در سالهاي اخير جوانان بسيار بااستعداد و با ذوقي را ديدم كه آثار خوبي خلق كردهاند اما به دليل حمايت نشدن از سوي حاميان بزرگ از گردونه خلق خارج شدهاند. كارهاي درخشاني را در پاياننامههاي دانشجويي ميبينيم كه انتشار آنها فرصت مناسبي براي معرفي استعدادهاست. از طرف ديگر، فكر ميكنم همنسلان ما راهها را براي جوانان بستهاند و اجازه نميدهند آنها به ميدان بيايند.
به موضوع خوبي اشاره كرديد. به نظر ميرسد برخي از استادان موسيقي ايراني چندان دل خوشي از مطرح شدن نسل جوان ندارند؟
نسل جوان امروز در تكنيك نوازندگي و اطلاعات تئوريك نسبت به نسلهاي پيشين بسيار قويترند. شايد عدهاي با خود فكر ميكنند اگر به چنين جوانهايي پر و بال بدهند، آنها بيايند و جاي بزرگترها را بگيرند. متاسفانه اين بيم و اين طرز فكر همچنان وجود دارد.
شما در اوج سالهاي پختگي خود به سر ميبريد و امكان فعاليتهاي مستقل بسياري را داريد. از اينكه در همكاري با آقاي شجريان زير سايه ايشان بمانيد، هراسي نداريد؟
زير سايه كه هيچ وقت نميمانم. چون آقاي شجريان امكان استقلال را به همه اعضاي گروهش ميدهد. نمونهاش اينكه از اعضاي گروه ميخواهد هنگام جواب آوازهاي خودشان را رها كنند و هنرشان را به معرض نمايش بگذارند. او ميخواست كه هيچ وقت به فكرش نباشيم و هنر تکنوازی را نشان بدهيم. در واقع زير سايه ماندن يك اتفاق ظاهري است و هر كسي ميتواند به تنهايي و با استقلال كامل به كارش ادامه بدهد. علاوه بر تمام اين موضوعات فراموش نكنيد كه همكاري با استاد شجريان، به اعتبار و ارزش يك نوازنده اضافه ميكند، نه كم. من هنوز در حال يادگيري هستم.
ارزيابيتان از كنسرت تهران و اصفهان چيست؟
كنسرت تهران در مجموع و با همه حرف و حديثهايي كه وجود داشت يك كنسرت موفق بود كه شكل تكميل شدهاش را در اصفهان تجربه كرديم. اجراهاي پرشوري بود كه واقعا كمسابقه بود.
گروه شما در كنسرت اصفهان چه تغييراتي داشت؟
در اين اجرا يك نوازنده ني به نام شاهو عندليبي به تركيب اصلي گروه كنسرت تهران اضافه شد و به جاي آقايان فرجپوري و فيروزي، سينا جهانآبادي (كمانچه) و محمدرضا ابراهيمي (عود) جايگزين شدند.
پس در واقع اين گروه گروه «آوا» نبود؟
بله، اين گروه تركيب ديگري بود كه انشاءالله در ادامه با افزودن چند نوازنده ديگر به چهارده نفر خواهد رسيد و آثاري جديد را توليد خواهد كرد.
اگر امكان دارد راجع به قطعاتي كه در اصفهان اجرا كرديد، توضيحاتي بدهيد.
قطعات همان قطعاتي بود كه در تهران اجرا شد با اين تفاوت كه آوازها و اشعار كمي تغيير كرد. استاد بيشتر از اشعار مولوي استفاده كردند و گوشههايي را اجرا كردند كه در تهران اجرا نكرده بودند.
وضعیت موسیقی حال حاضر را چگونه ارزیابی می کنید؟
به هر حال و به رغم بی مهری هایی که نسبت به موسیقی می شود این هنر متعالی به کار خود ادامه می دهد.خوشبختانه در تابستان گذشته با برگزاری چند کنسرت مهم چرخ موسیقی ایرانی سرعت بیشتری گرفت و همین نکته سبب شده است که خون تازه ای در رگ های موسیقی ایران جاری شود .امیدوارم روزی برسد که پیوند میان هنرمندان موسیقی باعث شود این هنر از تنهایی و بی یاوری بیرون بیاید .
http://tehranemrooz.ir/v2/Default_view.asp?NewsId=37615

لوئي كان يك ماه قبل از مرگش در تهران بود تا به همراه كنزو تانگه بر روي يك پروژه عظيم بينديشند(توسعه شهرسازي محله عباس آباد تهران).او به ايران آمده بود كه محيط را حس كند و احتياجات را قبل از آنكه دست به طرحي بزند،درك كند.
لوئي كان در ميان صحبتهايش گفته بود كه دلش مي خواهد ادعا كند كه در رگهايش مقداري خون ايراني جريان دارد، خوني كه از طرف نسل مادرش كه همجوار ايران در روسيه زندگي كرده است به او رسيده است.
لوئي كان نه در قالب معماري ارگانيك رايت جاي مي گيرد و نه در قالب معماري مدرن لوكوربوزيه و ميس، بلكه وي در پي آن بود كه معماري را، به راهي اساسي، براي خود دوباره تعريف كند.وي شخصيتي طوفاني و متكبر نداشت، يا به بياني ديگر بتهوون عالم معماري نبود و با سادگي فروتنانه اي سخن مي گفت و مي زيست.

لوئي كان به سال 1901 در جزيره "ازل" در استوني كه در آن هنگام جزئي از امپراطوري روسيه بود تولد يافت.پدر او "لئوپلد" كه كارش ساختن شيشه هاي رنگين بود و مادرش "برتا" كه هارپ مي نواخت به سال 1905 به ايالات متحده مهاجرت كردند و در فيلادلفيا ساكن شدند.پدرش مغازه شيريني فروشي كوچكي باز كرد، اما زندگي براي خانواده "كان" مانند بسياري از مهاجرين ديگر در آن زمان، در سرزمين تازه مشكل بود و اين خانواده با گرسنگي بيگانه نبود.
وي از همان اوان جواني در رسم و نقاشي داراي استعداد فوق العاده اي بود و در چندين مسابقه از حريفان خود پيشي گرفت. قبل از آنكه دبيرستان خود را به پايان برساند مي دانست كه در آينده چه رشته اي را دنبال خواهد كرد و با ورود به دانشگاه پنسيلوانيا در رشته معماري آغاز به تحصيل كرد تا آنكه به سال 1924 از دانشكده هنرهاي زيباي اين دانشگاه فارغ التحصيل شد.در مدرسه، وي بيشتر به شيوه "بوزآر" (مدرسه هنرهاي زيباي پاريس) كه شيوه معمول آن زمان در دانشكده هاي هنر و معماري ايالات متحده بود، تعليم يافت.قرينه سازي، فضاهاي بزرگ و حجم هاي هندسي متوازن عواملي بود كه در آن زمان وي را از پيوستن به نهضت هاي در حال توسعه مكاتب مدرن معماري باز داشت.وي به شيوه "بوزآر" به عنوان مقدمه اي براي توصيف روح معماري ، ميانديشيد.وي در رابطه با نقش معمار به عنوان يك هنرمند گفته است: " خلق هنر بر آوردن يك نياز نيست، بلكه آفريدن يك نياز است."

منبع : به نقل از مجله هنر و معماری .شماره ۲۱.سال ۱۳۵۳)برگرفته از سایت نور سکوت معماری

نادر اردلان معماري پركار محقق و معلمي تواناست او در ايران متولد شد و در سن هفت سالگي همراه خانواده اش به ايالات متحده امريكا سفر كرد او 18 سال از زندگي اش را به تحصيل در امريكا گذرانده و كارش را با اسكيدمور اونيگز مريل در سانفرانسيكو آغاز كر و در سال 1964 به ايران بازگشت و به دنبال آن موقعيتي را به عنوان رياست بخش معماري شركت نفت در ميادين نفتي ايران پذيرفت او به همراه خانواده اش به مسجد سليمان رفت جايي كه اولين چاههاي نفت در خرابه هاي معابد زرتشتيان كشف شده بوند او در آنجا مدت 2 سال ساختمانهاي زيادي را طراحي كرد . نادر اردلان مقدار زيادي از آگاهي اكولوژيكي خود را در طي همكاري نزديك با يان مك هارگ كه كتاب طراحي با طبيعت را به رشته تحرر در آورده پرورش داده تجربه او با اكولوژي به مدت جهار سال الي پنج سال تجربه هيجان آوري بود كه اداره محيط زيست به او و يان مك هارگ ماموريتي براي طراحي پارك محيط زيستي در تهران ماموريت داد از جمله تاثير گذار ترين معلمان او مي توان به لويي كان اشاره كرد كه در سالهاي تحصيل او كان برخي از مهمترين كارهايش را مي ساخت نادر اردلان بعد از مدتي با لويي كان كارش را شروع كرد اين كان بود كه توصيه نامه هايي را با انتشارات دانشگاه شيكا گو نوشت كه حس وحدانيت مي بايد چاپ شود . تفكرات كان د رابره اعتدال و غير اعتدال خصوصا تا زماني كه به كارش در ايالات متحده و هند و بنگلادش مربوط بود اثر شديد و مهمي در تفكر طراحي نادر اردلان داشت و تاثير غير اعتدال بود كه او آن را در فرهنگ ايراني و طي مطالعه اجمالي موسيقي – صنايع -ادبيات – شعر – طراحي باغ- و در نهايت معماري گذشته ايران كشف كرد. محيطهاي بسيار گرم و خشك و نيمه مرطوب بود كه سر آغاز انديشيدن اردلان درباره معماري سازگار با محيط شد . او به زودي نارسايي تحصيلات امريكايي خود را ياف كه براي به عهده گرفتن طراحي مناسب با فرهنگ آماده نساخته بود .
در آن زمان رومن گيرشمن –باستان شناس بزرگ فرانسوي در خرابه هاي معابد آتش زرتشتيان مشغول حفاري بود و اساسا روي ساختمانها وسايتهاي هخامنشيان و ساسانيان كار مي كرد نادر اردلان در انتها و در ترسيم پلانهاي بعضي از يافتها به گيرشمن كمك كرد . البته بعد ها كمك هاي شايان نادر اردلان در طراحي موزه هنرهاي معاصر تهران به كامران ديبا را نمي توان از خاطر برد .
او هر گز به مطالعه معماري ايران در يك دوره تاريخي مبادرت نكرد او به سرتاسر اين چشم انداز علاقهمند بود او از غارهاي خطي شمال ايران تا مارليك (قرن نهم تا هفتم قبل از ميلاد )شروع كرد و بقاياي خارق العاده اي در اصفهان و كاشان دوره اسلامي رسيد و بعد از آن دوره قاجار و به ويژه ساختمانهاييكه مادر بزرگ او در آنها زندگي ميكرد و آنجا بزرگ شده بود .
در سالهاي 1970 بود كه او در دانشگاه تهران تدريس ميكرد و در آن سال بود كه به فكر راه انداختن چند كنفرانس بين المللي افتاد او در سال 1970 اولين كنگره بين المللي معماران در ايران و در اصفهانبا كمك چند نفر از دوستانش در حرفه معماري و همكاري وزارت مسكن و شهرسازي ايران شكل گرفت مهمانان اين كنفرانس : لويي كان – پال رودولف- باك مينستر فولر – و جمعي از مغزهاي عالي را به مشاركت دعوت كرد موضوع كنفرانس نمايش امكان بالقوه تقابل خلاق بين سنت و تكنولوژي بود اما تلاشهاي بي پايان نادر اردلان چهار سال بعد در پرسپوليس هم ادامه داشت و او چنين گردهمايي را در شهر پارسه برپا كرد .
ماندالا در سال 1972 براي انجام سك معماري بر اساس موضوعات و تحقيقاتي كه او با آن مرتبط بود شكل گرفت . ماندالا از اين رو انتخاب شد كه ايده كلمه يكپارچه كردن دوباره اجزا با كل بود اردلان در اين رابطه چنين مي گويد : جامعه اي را تصور ميكرديم كه تاريخ افكار و معماري آن گسسته شده بود و بايد دوباره در يك سنتز جديد گذاشته مي شد در گسترش اين ايده سنتز هاي هماهنگ سنت و تكنو لوژي هم از طريق انتشارات و هم كار ساختماني در حال ايجاد يك همكاري خاصه براي آن زمان بوديم .
در پايان به تلاشهاي بي پايان نادر اردلان براي معرفي معماري ايران دست مريزاد مي گوييم . آقاي اردلان معمار و محقق خستگي ناپذير مچكريم . معماري ايران امثال نادر اردلان را كم داشته مهره هايي كه مي بايد به جستجوي تاريخ ايران و تاريخ معماري ايران مي پرداختند و اين گوهر بي مانند را به نسل هاي بعدي ميدادند كم كاري كردند نسل امروز كه نگارنده خود جز اين نسل است با معماري پر از چالشي به نام معماري ايران رو به روست . براستي چرا اينگونه ايم؟ مدتهاست كه دلخوشي مان چند بنا از اجدادمان شده . نه معماري امروز آن قوام ديروز را دارد نه شكوه آن را . اي كاش مهرهايي چون نادر اردلان پيشتر ها در آسمان معماري ما ظهور پيدا ميكردند و مي درخشيدند و درخشيدنشان همچنان ادامه دار بود بعد از نادر اردلان و عبدالحميد اشراق همچنان ستاره ها پر فروغ تر از ديروز سر بر مي آوردند .
http://larry.blogfa.com/post-18.aspx
سانتیاگو کالاتراوا معمار و هنرمند اسپانیایی
Santiago Calatrava 
معمار – مهندس – هنرمند اسپانیایی سانتیاگو کالاتراوا برنده مدال طلای 2005 موسسه آمریکایی معماران AIA است.
از پروژه های اجرا شده کالاتراوا می توان از توسعه موزه هنر میلواکی (Milwaukee) ، پل معلق Sundial ، کالیف (Calif) و استادیوم المپیک تابستانی 2004 آتن نام برد.
همچنین کالاتراوا در حال طراحی مرکز حمل و نقل مرکز تجارت جهانی “WTC”و برج "Turning Torso" سوئد است.
فرم های کالاتراوا با عنوان "elemental and lyrical" خوانده می شود که شاید بتوان آن را در فارسی به "خالص و موسیقیایی" تعبیر کرد.
او شصت و یکمین برنده مدال طلای
سانتيگو کالاتراوا ، مهندس هنرمند معمار ، کسي که بلند پروازيهاي شاعرانه ساختمانها و پل هايش کوله باري از تحسين بين المللي را به همراه داشته است . در دوم دسامبر امسال منتخب هيئت AIA جهت دريافت مدال طلا شد . اين مدال بزرگترين افتخار اين موسسه است که به شخصي اعطا مي شود . دريافت مدال طلا يعني تصديق و برسميت شناختن شخصي است که او کاري با پشتوانه با معني که بيشترين تاثير ماندني را بروي تئوري و عمل را در معماري داشته است .کالاتراوا اين هديه را به همراه مدال از موسسه معماري آمريکا در يازدهم فوريه 2005 در محل ساختمان موزه بين المللي در واشنگتن DC دريافت داشته که اين خود تاکيدي بر هنر معماري وي مي باشد .
سانتيگو کالاتراوا در والنسياي اسپانيا در سال 1951 متولد شد . او تحصيل هنر را از 17 سالگي آغاز کرد و از سال 1981 کارهاي معماري خود را پس از تکميل تحصيلات ، در زوريخ بصورت تخصصي آغاز کرده است .
ظرافت و سادگي
فرمها و عناصر شاعرانه معماري کالاتراوا در سراسر گيتي شناخته شده و تحسين برانگيز است . همچنين در کار اخير طراحي کليسا مانند مرکز تجارت جهاني قطب حمل و نقل که با بودجه 2 بيليون دلاري در فضاي بازي طراحي شده و ارتباط و هارموني مناسبي که با ترنها ، مسافرين برون شهري و خطوط ترن زيرزميني دارد مشابهت زيادي به سايت اين مرکز تجارتي داده است . از طرف ديگر در سال 2004 ، ميليونها نفر از هارموني خلق شده در المپيک بازيهاي تابستاني در آتن به خاطر طراحي جامع و زيباي کالاتراوا ، و به خاطر طراحي تماشايي استاديوم المپيک و مجموعه آن، وي را تحسين کردند. از جمله کارهاي اخير برجسته کالاتراوا طرح توسعه موزه هنري ميلواکه که از سال 2001 کار ساخت آن آغاز شده است مي باشد که اين نخستين ساختمان وي در آمريکا است.
همچنين فرودگاه سونديکا و بيلبو در سال 2000 و پل جيمز در دوبلين در سال 2003 و تالار کنفرانس تنريفه در سانتاکروز و جزيره قناري در سال 2003 و چندين پل زيباي ديگر در نقاط مختلف جهان .
در هر حال معماري وي الهام بخش و بيان کننده انرژي روح انسان و توسعه تخيل بشري است که ما را دلشاد و شگفت زده کرده و کار او که به شکل تنديسي با ساختار ديناميک که نشاندهنده روح انساني در خلق محيطي براي زندگي ، بازي و کار ماست .
کالاتروا اين بومي اهل والنسياي اسپانيا ،کسي است که با گذشته غني معماري قرون وسطي اي که به او به ارث رسيده ، در واقع آموزاننده رسمي آن دوران مي باشد . او در زمان نوجواني وقتي که اسپانيا در ديکتاتوري به سر مي برد براي آسايش از محدوديت سفر کرد و اين مسئله به او اجازه داد که مطالعاتش را در پاريس و سوئيس همچون يک بورسيه ادامه دهد . او فوق ليسانس خود را از والنسيا و دکترا را از ETH زوريخ دريافت کرد .
از جمله شاهکارهاي او در پل سازي ، پل زيباي آلاميلو در سال 1992 و پل بيلبائو در سال 1997 و پل آلامدا در سال 1995 مي باشد . تاسيس دومين دفتر وي در پاريس در سال 1989 همزمان با طراحي ايستگاه فرودگاه ليون بود که در سال 1994 تکميل و به بهره برداري رسيد . همزمان با اين کار او عمارت BCE را در تورنتو طراحي کرد . سومين دفتر او در والنسيا در سال 1991 با شروع کار بروي شهرک علم و هنر که يک مجموعه کامل فرهنگي است تاسيس شده است .
خوانندگان عزیز در صورت داشتن سئوالات بیشتر یا درصورت نیاز به تصاویر توضیحات ارائه شده با آدرس پست الکترونیکی من تماس حاصل نمایید . از ارائه نظرات و پیشنهادات نیز دریغ نفرمائید.
در نوشته قبلی در مورد ساختمان بال دار صحبت شد، سانتياگو کالاتراوا طراح و معمار اين سازه کم نظير معرفی شد، فکر کردم بهتر باشه کمی بيشتر از اين معمار بدونيم.
سانتیاگو کالاتراوا ، شخصیتی که بیشتر به واسطه فعالیتهای معماری اش شهرت یافته است ، به هنر به عنوان انگیزه و محرکی برای خلق آثارش می نگرد . شیفتگی و تمایل وی به هنر در طی سالها را می توان در تعداد مبهوت کننده طراحی ها و مجسمه هایش تا به امروز ، درک کرد .در طی 20 سال گذشته ، وی بیش از 65000 اسکیس و طراحی در آرشیوش جمع آوری کرده است . [ یعنی به طور متوسط روزی 9 شیت طراحی می کرده !! اونم طرح هایی که بدرد آرشیو شدن می خورده !آخر پشتکار و فعالیت ! ]
کالاتراوا بیان می کند که گوناگونی و تنوع در طراحی هایش منعکس کننده اهمیتی است که وی به هر جزء می دهد ، به گونه ای که حتی اندازه و کیفیت کاغذ ، ایجاد کننده یک گفتگو میان خود و طراحی است .کتاب Santiago Calatrava Artworks یا آثار هنری کالاتراوا ، دربرگیرنده حدود 200 اسکیس ، آبرنگ و ترسیمات مجسمه هایی می باشد که وی آنها را مبنای طرحهای معماری اش قرار داده است .
بسیاری از موضوعات و فرم های ارایه شده توسط او در این سطح ، به مجسمه هایی تبدیل شده اند که منبع الهامی برای پلها ، ایستگاه های قطار ، فرودگاه ها ، موزه ها و حتی میزهای غذاخوری بوده اند .
اسکیسهای اولیه کالاتراوا چندان حال و هوای معماری را ندارند ، تنها در مراحل اصلی طراحیست که واقع گرایی این اسکیس ها نمود می یابد . به هر حال وی از همان ابتدا که به دنبال بیانی هنری است ، نوع تفکر واقع بینی را نیز کنار نمی گذارد .همچنین کالاتراوا چندین هزار طراحی از بدن انسان دارد که اکثر آنها بدون آنکه از روی مدلی خاص کشیده شده باشند ، تصوری ترسیم شده اند . شیفتگی شدید او به این زمینه در پرتره ها ، پیکرهای فردی و جمعی و پیکره هایی که تکامل یافته و در یک پروسه طراحی معماری دخیل شده اند ، بازتاب می یابد.
تعدادی دیگر از طرحهای وی شامل مجاورتی از مکعب ها و بدن انسان در حالت های مختلف هستند . برجسته ترین این نوع آثار ، تنشی پویاست که در نزدیک شدن پیکر یک دونده و تعدادی مکعب حاصل شده است .
کالاتراوا خود را یک طراح نمی داند .طراحی با کارش آمیخته شده و آنرا راهی دیگر برای کسب پتانسیل ایده هایی بر می شمرد که او را مجذوب می کنند .میزهای او از پویاترین طرح های مبلمان هستند . تعداد قابل ملاحظه ای از اسکیس ها ، نمونه های اولیه و میزهای ساخته شده وی بر پایه پیکر انسانی است که زانوها ، بازوان و یا سر ، شیشه ای را در بالا تحمل می کنند .این ترسیمات در واقع مجسمه هایی هستند که با سطح صافی که بر روی آنها قرار گرفته تغییر شکل عملکردی یافته اند ، به گونه ای که به جزئی اصلی از کل فرم تبدیل شده اند .
طرح ها و مجسمه های او را می بایست به عنوان کارهایی هنری در اصالت خودیش نگریست . در عین حال ، در اولین گام ها از پروسه خلاقیت کالاتراوا ، آنها یک لابراتوار یا فضایی برای رشد و جهت گیری کانسپت ها شکل می دهند ، تا وسیله ای شود برای روح بخشیدن به افکار و تجزیه وترکیب فرمها . این لابراتوار مخزنی را از ایده های گوناگون فراهم می آورد که از گفتگوی با طبیعت و با فرمهای آشکار در تاریخ هنر و معماری [ ؟ ]ناشی می شود . در اینجا خاطرات گذشته با تصوراتی از دنیای آینده آمیخته می شوند - ترکیبی از علم مهندسی ، ریاضیات ، طراحی به خودی خود و پاسخ سازه بویژه به نیازهای عملکردی.
طرح ها و مجسمه های او را می بایست به عنوان کارهایی هنری در اصالت خودیش نگریست . در عین حال ، در اولین گام ها از پروسه خلاقیت کالاتراوا ، آنها یک لابراتوار یا فضایی برای رشد و جهت گیری کانسپت ها شکل می دهند ، تا وسیله ای شود برای روح بخشیدن به افکار و تجزیه وترکیب فرمها . این لابراتوار مخزنی را از ایده های گوناگون فراهم می آورد که از گفتگوی با طبیعت و با فرمهای آشکار در تاریخ هنر و معماری [ ؟ ]ناشی می شود . در اینجا خاطرات گذشته با تصوراتی از دنیای آینده آمیخته می شوند - ترکیبی از علم مهندسی ، ریاضیات ، طراحی به خودی خود و پاسخ سازه بویژه به نیازهای عملکردی.
برگرفته از : عشق،هنر،معماری
راجرز از پیانو میگوید؛ زیباترین معمار...!
رنتزو فرزند یک ساختمانساز است؛ با پدرش، که بسیار به ساختمانساز بودن خود افتخار میکرد، بسیار صمیمی بود.... این موارد به او اصولی شگرف داد. نکته غیرعادی در مورد پیانو 68 ساله، این است که او از پروژه کوچک گرفته تا بزرگ را انجام می دهد. من تا بحال معماری بمانندش ندیده بودم.

پیانو به طراحی ساختمان از سمت یک ایده واحد نزدیک نمیشود؛ کارهایش از زمین به بیرون سر بیرون میآورند. او همچنین یکی از با سلیقهترین معمارانی است که من میشناسم. شخصیتا زیباست اما ساختارش هم بسیار زیباست، بسیار بشردوستانه.
در کارهایش اثری از ذرهای از مجسمهسازی انتزاعی وجود ندارد؛ آنها فراتر از درک چگونگی کنار هم قرارگرفتن ساختمانها و چگونگی تابیدن نور در میانشان رشد میکنند.
پیانو به پاریس عزیمت کرد؛ مرکز پمپیدو را، همانی که شبیه ماشینی عظیم است و با هم طراحی کردیم و همانی که مملو از بازدید کننده است و بمانند یک اسباب بازی برای بالارفتن از یک موزه و یک کتابخانه بسیار زیبا که هریک کمی از دیگری زیباتر عمل می کند.

پیانو حدود شگرفی دارد. من عاشق استادیوم San Nicola در باری ایتالیا هستم، جاییکه بیان عظیم رویش گلبرگهای بزرگ بتونی از زمین میباشد. سپس ساختمان Beyler در سوئیس میباشد که از هر چیزی سبکتر میباشد. من نخواهم گفت کدام ساختمان وی، ساختمان برگزیده و محبوب من میباشد. اما میخواهم بگویم که او معمار موردعلاقه و برگزیده من میباشد.

او یکی از برترین معماران مدرن هم نسلش است؛ همچنین دریانوردی متعصب.... قایقش را خودش طراحی کرده، زمانیکه ما تازه باهم دوست شده بودیم، حدود 40 سال پیش، قایقی بادبانی از جنس بتون طراحی کرد که واقعا به خوبی کار میکرد!
ریچارد راجرز
Time Magazin
Apr. 30, 2006
از کتب منتشر شده که به بررسی آثار او پرداخته است، می توان به کتاب سازه،فضا،پوسته: کارهای نیکلاس گریمشاو و همکاران (structure,space,skin:
The work of Nicholas grimshaw & partners) - کتاب ترکیب (fusion) و کتاب معماری صنعتی (industrial architecture) توجه نمود.
یکی از آثار شناخته شده نیکلاس گریمشاو ترمینال واترلو است؛ به نظر می رسد، سازه عظیم آن عامل ماندگاری بنا در اذهان عمومی شده است.

ترمینال بین المللی واترلو واقع در لندن با مساحتی در حدود 60000 متر مربع میباشد
و بالغ بر 130 میلیون پوند ( معادل 150 میلیون دلار) هزینه ساخت آن شده است.
در سال 1988 کارفرمای پروژه که هیات مدیره شرکت راه آهن های بریتانیا است، کار ساخت ترمینال را به نیکلاس گریمشاو سپرد و در سال 1993 اجرای موفق آن به پایان رسید.
ساختمان ترمینال واترلو کاربردی همانند فرودگاه دارد و خدمات وامکاناتی همانند فرودگاه نیز در خود جای داده است. حمل ونقل مسافر و کنترل بلیط ، لابی ورود و خروج و همهی خدمات پشیبانی مورد نیاز برای هدایت کردن پانزده میلیون مسافر در سال را دارا میباشد.
این پروژه از دو بعد حایز اهمیت است، یکی معماری بنا و دیگری اهمیت و اعتبار و پتانسیل موجود در آن می باشد. اهمیت و اعتبار آن به سبب بین المللی بودن ترمینال در میان کشورهای اورپایی است و همین طور حجم مسافری که در سال جابجا میکند.
اما ارزش معماری آن به دلایل مختلف حایز اعتبار است.
نیکلاس گریمشاو معمار بنا، در اوایل دهه 90 با ساختمان ترمینال بین المللی واترلو بازگشتی موفق و تیزهوشانه به معماری مدرن زد.
او بنایی منحنی شکل با نمای شفاف و زیبا برای قطارهای ایرواستار ساخت. علیرغم این، فکر طراح به دنبال خصوصیات شاخصی در اجرا و ساخت بود. به همین علت موقعیت سایت ترمینال بسیار اهمیت داشت.
در این راستا نیکلاس گریمشاو، در پلان طرح توجه خاصی به زمین و محیط اطراف خود دارد. استعداد زیبایی شناسانه او، عناصر سازه ایی را در پروژه فراهم آورده اند، که در نتیجه آن سازه ای دارای انعطاف در این نقطه از شهر بر افراشته شده است، این سازه خرپای سه بعدی منحنی شکلی می باشد که همگام با پوشش کاملا شیشه ای ترمینال شده است و دو قابلیت جذاب را فراهم آورده است، اول اینکه به واسطه آن مسافران امکان دید به رودخانه تایمز و شهر را دارند و می توانند مناظر زیبای شهر را ببیند، و دوم اینکه بنای ترمینال این قابلیت را دارد که قطارها از بیرون دیده شوند، و این خود سبب ایجاد بنای یادمانی برای ورود به عصر جدید راه آهن شده است.
توجه ماهرانه به دو بعد تکنولوژی و شاخصه های معماری در پوشش ترمینال مشهود است. چهار صد متر طول بنا در دهانه ای منحنی شکل که شامل دو بخش است که بوسیله تکیه گاهی مفصلی بهم متصل شده اند، دهانه ها 35 متر تا 50 متر میباشد.
سازه آن به طور کلی دارای سه مفصل است که بخش های آرک مانند پوشش را با خرپای قوسی شکل نگه داشته است. هندسه سطوح آن سبب شده است که مفصل مرکزی امکان حرکت از مرکز به سمت غرب سازه که بالاترین نقطه انحنای سازه است را داشته باشد، که خود موجب شیبی ملایم در سطوح شرقی ساختمان شده است. و در عین حال فضاهای مورد نیاز مجموعه به درستی در پلان جای گرفته اند.
کشیدگی ترمینال به حدی است که یک طول کامل قطار در آن جای می گیرد و سکویی برای 800 مسافر در آن وجود دارد.
اما آنچه که مهارت های معمار رامشخص میکند در مرحله اجرای یک فکر است. به گفته گریمشاو پوشش بنا همراه با چالش های فراوان بالا برده شد. زیرا طبیعت دو گانه سازه، سیستم پوشش شیشه ای استاندارد که بسیار پر هزینه بود و شامل هزار ها عضو با شکل ها و سایز های متفاوت میشد، که اجرای ساختمان را بسیار پیچیده و در این مقیاس بسیار مشکل می نمود. برای شروع تدابیری اندیشه شد، که اجرای کار دچار مشکل نشود، محدودیتی برای تعداد سایز های ورقه های شیشه ای متفاوت بکار برده شد. هر کدام از آن ها در فریم مخصوص به خود با اورلپ هایی در پایین و بالا مثل آجرهای شیشه ای جای گرفتند و فریم ها با درز گیر های نیوپرن که بسیار انعطاف پذیرند و قابلیت انبساط دارند، به هم متصل شدند و .....
پوشش ترمینال، صورت عمومی و المانی به خود گرفته، با این حال تنها فقط 10 درصد از بهای کل پروژه را به خود اختصاص داده است.

در کل پروژه را میتوان به سه سطح اصلی تقسیم کرد.1- پارکینگ اتومبیل که در زیر زمین واقع شده است و دو سطح دیگر جهت امکانات ورود و خروج هستند.
جز نهایی با پوشش تاق ضربی آجری که در زیر ایستگاه موجود است، که بیشتر قسمت های آن از دید عموم پنهان است. در طی جنگ درصد بسیاری از آن تخریب شده است و قسمت های باقیمانده تعمیر شده و برای عملکرد های پشتیبانی ضروری مجموعه مورد استفاده قرار گرفت.
طراحی ترمینال به طور کل راهنمایی برای مسافران خارجی که به سمت ترمینال در حال حرکت هستند، می باشد. دیدن قطارها سبب هدایت مسافران به سمت ترمینال جهت انجام روند مسافرت مثل چک کردن بلیط و... و رفتن به محوطه انتظار به وسیله یکی از دو پله برقی موجود، به نقطه ای در نزدیکی سکوی قطار می شود. برای مسافرانی که می آیند، جهت حرکت بر خلاف مسافرانی است که می روند، آنها به وسیله یک پله برقی پایین رونده، به بخش خروج هدایت می شوند که مستقیما به خیابان بیرونی ترمینال باز می شود و برای مسافرانی که در مسیر رفت هستند، سیر کولاسیون بر عکس مسیر برگشت می باشد.
گریمشاو بواسطه این پروژه برنده جوایزی شده است:
،The Institution of Structural Engineers Special Award - 1994, Financial Times Award - 1995, Structural Steel Design Awards - 1994, RIBA Award Winning Buildings - 1994, Civic Trust Award Winning Buildings - 1996, The Concrete Society Award - 1994, The Institution of Civil Engineers Meritl Award - 1994, London Association of the Institution of Civil Engineers Merit Award - 1994, The British Construction Industry Awards Highly Commended - 1995
http://larry.blogfa.com/post-65.aspx
چارلز جنکز (Charles Jencks) معمار و منتقد مشهور آمریکایی است که طی سه دهه اخیر حضوری مؤثر در عرصه سبکشناسی، نقد و تدوین مبانی نظری معماری معاصر داشته است. هرچند گروهی او را یک ژورنالیست پر سروصدا میدانند، ولی به هر حال تأثیرگذاری او در روند شکلگیری نقد و حتی شیوههای خاصی از معماری انکارناپذیر است.
چارلز جنکس در سال 1939 در شهر بالتیمور به دنیا آمد. او نخست در دانشگاه هاروارد به تحصیل در رشته ادبیات انگلیسی پرداخت و پس از گذراندن این دوره، در سال 1961 در همان دانشگاه وارد رشته معماری شد و تحت آموزش تاریخنگاران بزرگ معماری، زیگفرید گیدئون و رینر بنهام به تحصیل در این رشته پرداخت. او در سال 1965 مدرک MA را در این رشته اخذ نمود و سپس در سال 1971 موفق به دریافت درجه دکتری از دانشگاه لندن در زمینه تئوری و تاریخ معماری گشت. جنکس از سال 1975 تا 1994 استاد کرسی نقد و تاریخ معماری معاصر دانشگاه UCLA کالیفرنیا بوده و همزمان با آن به عنوان استاد مدعو در بزرگترین و معتبرترین دانشگاههای دنیا حضور فعال داشته است.
جنکس مؤلف کتب متعددی در زمینه مبانی نظری معماری معاصر میباشد که شناختهشدهترین آنها عبارتند از:
ـ زبان معماری پست مدرن (The Language of Post Modern Architecture) (1977)
ـ مدرن متأخر (Late Modern) (1980)
ـ پست مدرنیسم چیست (What is Post Modernism) (1986)
ـ نئومدرنها (The New Moderns) (1990)
ـ معماری امروز (Architecture Today) (1993)
ـ معماری جهان در حال جهش (The Architecture of The Jumping Universe) (1995)
ـ نظریات و بیانیههای معماری معاصر (Theories And Manifestoes of Contemporary Architecture) (1997)
ـ لوکوربوزیه، انقلاب مستمر در معماری (Le Corbusier, The Continuous Revolution in Architecture) (2001)
ـ پارادایم جدید در معماری (The New Paradigm In Architecture) (2002)
در کنار کتب و تحقیقات تحلیلی ویژه معماری، نقد و مقالات متعددی از جنکس در مجلات معماری به ویژه مجله Architectural Design منتشر شده است.
نظریات چارلز جنکس از نقد جنبش مدرن و تدوین مبانی نظری معماری پستمدرن تا طرح جدیدترین طبقهبندیها در زمینه آثار معماری معاصر، همواره به عنوان چالشی بر شناختهها و قراردادهای متداول مطرح شده است. او پیوسته دریچهای جدید را برای بررسی و ارزیابی معماری باز مینماید، چنانکه پیتر آیزنمن میگوید: جنکس ظرفیت خاصی برای پیشگویی آنچه در معماری اتفاق خواهد افتاد، دارد. همچنین ارتباط نزدیک وی با معماران تراز اول جهان موجب گردیده است که در آثار او مصداقهای مختلف انواع معماری همراه با تحلیلهای مفهومی و نظریهپردازیهای مؤلفین آثار به بهترین وجهی تدوین و معرفی گردد.
چارلز جنکس یکی از اولین افرادی است که همزمان با رابرت ونتوری (تضاد و پیچیدگی در معماری، 1964) جین جاکوبسن (مرگ شهرهای آمریکایی) و آلدو روسی (معماری شهر) در دهه 60 تا 70 میلادی، مبحث انتقادی عبور از نهضت معماری مدرن به دوران جدید و نیاز به بازنگری اساسی در معماری را نه فقط از طریق عنایت به تاریخ، فرهنگ و طبیعت، بلکه از راه دریافتهای علمی، مفهومی و معرفتی دنیای معاصر در حال تحول آغاز نمود. بر اساس همین نگرش او مرگ معماری مدرن را اعلام و جدول تطبیقی شاخصهای معماری مدرن، مدرن متأخر (Late Modern) و پستمدرن را تدوین نموده و مقالات انتقادی و نظری فراوانی در باب مفهوم پستمدرنیسم نگاشته است.
در اوایل دهه هفتاد چارلز جنکس کتاب تاریخ معماری مدرن را نوشت که در آن کتاب به نوعی به چندارزشی (Multivalant) بودن آثار باارزش معماری پرداخته که یادآور بحث پیچیدگی و تضاد موجود در مباحث رابرت ونتوری در کتابش بنام تضاد و پیچیدگی در معماری میباشد. اما این کتاب در میان دیگر کتابهای تاریخ و تئوری معماری آن دوران توجه چندانی را جلب نکرد. پس از آن مهمترین اثر جنکز در دهه هفتاد را میتوان کتاب زبان معماری پست مدرن نام برد که او در این کتاب تاریخ دقیق مرگ معماری مدرن را روز 15 جولای 1972 در ساعت 32/3 بعد از ظهر (زمان انهدام آپارتمانهای مسکونی پروت ایگو (Pruitt – Igoe Housing) کار مینورو یاماساکی (Minoru Yamasaki) در شهر سنت لوییس آمریکا) اعلام کرد. او در کتاب یاد شده با یاری گرفتن از آثار معمارانی چون لویی کان، جیمز استرلینگ، چارلز مور، رابرت استرن و رابرت ونتوری و همسرش دنیس اسکات براون و تعدادی دیگر از معماران صاحب نام، معماری مدرن اوایل قرن را مورد انتقاد شدید قرار داد و طلوع راه و روش جدیدی را به نام معماری بعد از مدرن (Post Modern) اعلام نمود. در این کتاب که زمینه اصلیاش بازگرداندن ارزشهای تاریخی به معماری مدرن بود، چارلز جنکس حتی راه و روش بکارگیری المانها و عناصر معمارانه را نیز بنوعی یادآوری میکند.
در اواخر دهه هشتاد چارلز جنکس از مدافعین تفکر شالودهافکنی (Deconstructivism) و معمار برجسته این سبک، پیتر آیزنمن به حساب میآمد. وی کتاب و مقالات گوناگونی را در این زمینه انتشار داد، از این رو نقش جنکس در تبیین اندیشههای معماری دیکانستراکشن و فولدینگ در طی دو دهه هشتاد و نود میلادی غیرقابل انکار است.
چارلز جنکس در مقالات دیگری که در مجله معروف Architectural Design مینوشت، همواره سعی در ادامه کار خود به عنوان منتقدی پیشرو داشت. او در دهه نود با کتاب معماری جهان در حال جهش این پیشرو بودن را کاملاً اثبات کرد. جنکس در این کتاب به نحوی پیشگویانه از آینده روند معماری صحبت میکند و وقوع حوادث را پیشبینی مینماید. به گفته او در زمان ما تغییرات عظیم در علم و همچنین نگاه کل جهانیان به علوم پدیدار شده است که قابل مقایسه با تفکرات گذشتگان نیست، از جمله در تفکر نیوتونی جهان همانند ساعت در نظر گرفته میشد و نظمی آهنین بر آن حاکم بود که کل کائنات را در بر میگرفت، در حالیکه در دانش امروز جهان منظم و قابل پیشبینی نیست و همچون تودههای ابر در حال تحول است. همچنین جنکس در این کتاب از غیرخطی بودن جهان و غیرقابل پیشبینی بودن اجزاء در فیزیک کوانتوم بحث میکند که دانشمندان بزرگی همچون هایزنبرگ و استفان هاوکینگ از آن صحبت میکنند.
نظریههای جنکس در کتابهایش مانند زبان معماری پست مدرن، معماری امروز و معماری جهان در حال جهش فرصت منلسبی را برای ظهور روایتهای جدید معماری و تمرکز زدایی از ابرروایتهای کلان مدرنیستی فراهم ساخته است. جنکس در جستجوی معماری برتری است که بتواند معماری را از کارکردها و معانی روزمرهاش به سطوح و لایههای معنایی و کارکردی عالیتر همچون معانی اجتماعی، سیاسی یا مذهبی ارتقاء بخشد.
به اعتقاد جنکس فرم تابع دیدگاه جهانی است (Form follows world view) و معماری باید تابع دیدگاه انسان نسبت به خود و جهان پیرامونش باشد. در نگاه او معماری امروز باید معلول شرایط امروز یعنی معلول علم، فلسفه و فناوری کنونی باشد. او با این فرض که مبانی نظری معماری بر پایههای علم و فلسفه استوار است، چنین نتیجه میگیرد که هنگامی که علم و فلسفه متحول میشود، معماری نیز باید به تبع آن عوض شود. جنکس با طرح این نظریه به استقبال نوعی معماری چندوجهی و پیچیده رفته که نسبت دقیقی میان نیازها و الزامات فنی و زیباییشناختی پیشین و ضرورتهای تکنولوژيک امروز برقرار میسازد.
منتقدان چارلز جنکس چه میگویند؟
آنچه که در میان نظریات چارلز جنکس نیازمند نقد و بررسی بیشتری میباشد، ارتباطهایی است که جنکس میان نظریههای علمی از قبیل تئوری پیچیدگی، دینامیک غیرخطی، سیستمهای خودسازمانده و هندسه فراکتال و معماری امروز برقرار میکند. حتی جنکس از ساختمان کلیسای رونشان لوکوربوزیه هم به عنوان اثری با معیارهای علمی جدید نام میبرد. شاید در مواردی این مقایسهها و ارتباطها سرگرمکننده باشند، ولی آیا میتوان از آنها به عنوان اصلی پذیرفته شده در طراحی معماری نام برد؟ اصولاً تا چه حد میتوان تشابهات معماری و عناصر طبیعی، فیزیک، ریاضیات و هندسه جدید را ارزش تلقی کرد؟ آیا میتوان معماری را از ریشههای معمارانهاش جدا نمود و به ظواهر شکلی و علمی پیوند زد؟
آثار و سخنان نظریهپردازان معماری معاصر بیانگر این واقعیت است که نظریههای جنکس در خصوص ارتباط تئوریهای علمی جدید و معماری تنها برخاسته از مشاهدات شخصی اوست، چرا که سایر منتقدین و معماران در نقد گفتههای وی، نظریات دیگری مطرح نمودهاند که در ادامه به برخی از آنها اشاره میشود:
پیتر آیزنمن:
مباحث فیزیک و ریاضیات و فلسفه ممکن است در شروع طراحی کارساز باشند، ولی پس ار مدتی استحکام اولیه خود را از دست میدهند و در دست معمار بصورتی بازیگوشانه و هنرمندانه بکار گرفته میشوند.
پل شپارد:
آیا بحرانها و پیچیدگیها و ابهامها باید در معماری هم نمود پیدا کند؟ آیا پلانهای معماری که بصورت کج و کوژ در هم پیچیدهاند، ارزش معمارانه دارند؟ چگونه میتوان تئوریهای نامفهوم بحران و اغتشاش را به معماری که دارای بازدهی مشخص است، ارتباط داد؟
مایکل سورکین:
اثر معماری که شبیه پسمانده غذای دیشب معمار است و گفته میشود از هندسه فراکتال الهام گرفته شده است، آیا در نهایت یک کاریکاتور نیست؟
ریچارد وستون:
اسباب و اثاثیهای که جنکس بر اساس تئوریهای فراکتال و اغتشاش طراحی کرده است، بسیار مضحک و مسخره میباشد. آیا شباهت داشتن به نظریههای علمی برای آفرینش ارزش معماری کافی است؟
آلبرتو پرز گومس:
علیرغم ارتباط نهان موجود میان معماری و علوم پیچیدگی و ریاضیات فراکتال، بسیاری از معماران با این تئوریها به خاطر توجیه کارهایشان بازی میکنند.
پیتر دیوی:
اینکه فضای سه بعدی معماری را به حداقل برسانیم و فقط یک بخش از آن را که ارتباطش با علوم است در نظر بگیریم، بیلطفی است. معماری ابعاد بسیار زیادی دارد که بر روی هم اثر میگذارند.
یکی از مشکلات اساسی کار جنکز بیرون بردن ارزشهای انسانی از مرکز معماری است. به قول فیزیکدان معروف، هانس کریستین ون بییر، در قرن بیست و یکم اتمها معیار ابعاد خواهند بود، به جای انسان که تا قرن بیستم معیار ابعاد و همه اندازهها بود. چه وحشتناک است اگر ارزشهای انسانی از میان برداشته شوند و طبیعت و معماری برجای ماند که نسبت به ارزشهای انسانی بیتفاوت است.
پارادایمهای معماری
چارلز جنکس بر اساس ارزیابی خاص خود از آثار معماری جهان، پاردایمها (Paradigm) یا الگووارههای مطرح معماری (از ابتدا تا دوران معاصر) را در هفت پارادایم به شرح زیر طبقهبندی میکند:
1. الگوهای مکانیکی
این پارادایم از دیدگاههای مذاهب مسیحی و یهودی سرچشمه گرفته و از اعتقادات یونانیها در خصوص آفرینش جهان متأثر است. بر اساس این دیدگاه خداوند دنیا را بر پایه قوانین ثابت خلق کرده است که انسانها نیز میتوانند این قوانین را درک کنند. این دیدگاه به پارادایمی منتهی شد که کل کائنات را به شکل مکانیکی و با ساختارهای ماشینمانند در نظر میگرفت و هیچ جایی برای خلاقیت در آن باقی نمیگذاشت. این پاردایم مکانیکی تقلیلگرا و تقدیرگرا از سال 1600 تا 1950 بر عرصه هنر و معماری غرب مسلط بود.
2. معماری ارگانیک
این معماری بر پایه اندیشه نزدیکی بین معماری و محیط زیست شکل گرفته است. این معماری نوعی فناوری الهام گرفته از طبیعت است که الگوهای طبیعی عیناً در آن تکرار میشود.
3. معماری مبتنی بر کامپیوتر
در این پارادایم برای طراحی فضاهای شهری از کامپیوتر استفاده میشود. در این معماری هر شهر روند توسعه و گسترش خاص خود را دارا میباشد. این شیوه به نوعی معماری تمسخرآمیز منتهی شد که در طراحیهای آن (مانند کارهای رمکولهاوس) اثرات دنیای مدرن به شکلی متناقض و شعرگونه و تا حدی ناهنجار به تصویر کشیده شده است، شعری خشن و ناهنجار که از تناقضها بوجود آمده است.
4. معماری حبابگونه
این پارادایم که بر نظریات آیزنمن استوار میباشد، در واقع تلفیقی است از طرح لایههای مختلف زمین. این شیوه به سطوح تاشونده متداخل متکی است که معماری قرون وسطایی را با نوعی تزیین که وجه عقلی و ذهنی دارد، به نمایش میگذارد.
5. معماری مبتنی بر اشکال زمین
این معماری موجیشکل بر وامگیری تقریبی از شکلهای طبیعی موجود بر سطح زمین استوار است. در این پارادایم نیز از تکرار المانهای خاص استفاده میشود، اما این تکرار با تفاوتهای جزیی همراه است. اضافه شدن عناصر جدید باعث گسترش و تغییر سازمان اولیه میگردد. در واقع سازمان اولیه با این تغییرات خود را سازماندهی میکند و به این ترتیب در این تکرار در عین همانندی تمایز نیز وجود دارد و تکرار معنای واقعی خود را از دست میدهد. این پارادایم بر شعار بیشتر متفاوت است (More is Different) دلالت دارد. این الگوی معماری در کارهایی مثل بندر یوکوهاما کار دفتر معماری F.O.A (فرشید موسوی و آلخاندرو زائراپولو) به کار گرفته شده است. این بندر در واقع منظر مصنوعی (Artificial Landscape) ساخته شده از چوب و فلز می باشد.
6. معماری کیهانشناختی
این پارادایم بر بحث سیارات، انرژی و کیهانشناسی استوار است. در تمام طول تاریخ، معماری از هستی وام گرفته است، بطوری که با شکلگیری ادراکهای نو درباره هستی، معماری جدید نیز بوجود آمد. این معماری بر گسست تقارن تأکید دارد و دیگر از دیدگاههای قدیمی معماری استفاده نمیکند.
7. الگوواره دال معماگونه
این پارادایم از نظریات برگرفته از معماری پستمدرن است. بر اساس این الگوواره، برخورد با یک اثر معماری نگاه کردن به یک مجسمه سوررئالیستی است که معانی رازآمیز مستقر در آن بر پایه دهنیت بیننده شکل میگیرد. این نوع معماری با درک نظم عمومی طبیعت و با استفاده از خطوط سطوح و فضاهای طبیعی شکل میگیرد. معانی این رویکرد از معماری به طبیعت و تداعی آن در ذهن ناظر وابسته است. الگوواره دال معماگونه این پرسش را مطرح میکند که در دنیای معاصر که سیاست، مذهب، اجتماع و فلسفه یکسانی وجود ندارد، آثار معماری را چگونه طراحی و اجرا کنیم؟
چارلز جنکس پس از تشریح هفت پارادایم فوق، این پرسش را مطرح میسازد آیا در ابتدای پیدایش یک الگوواره جدید قرار داریم یا اینکه هفت پارادایم یاد شده بخشهای به هم پیوسته یک الگوواره جدید هستند؟
http://larry.blogfa.com/post-81.aspx
کامران دیبا(طباطبایی)—متولد تهران- 5 مارس 1937
کامر ان دیبا آرشیتکت برنامه ریز شهری و نقاش ایر انی در رشته معماری دانشگاه هارواد واشنگتن دی سی تحصیل کرد.در سال 1964 در این رشته فارق التحصیل شد و پس از آن به مدت یک سال تحصیلات تکمیلی را در رشته جامعه شناسی ادامه داد.
در سال 1966 به تهران بازگشت و یک سال بعد رئیس و طراح ارشد شرکت مهندسین مشاور “DAZ” شد."DAZ" در ایران پروژه های بزرگ و گوناگونی به انجام رسانید و به سرعت توسعه یافت به طوریکه در سال 1977 صدوپنجاه پرسنل داشت.
دیبا در ایران صرفا در بخش دولتی فعالیت می کرد.وی به سنت های بومی و هم چنین نیاز های جامعه شهری مدرن و اثر متقابل انسان علاقه مند بود.
پروژه نیمه تمام "شهر جدید شوشتر" (1974-80) در خوزستان که وی آرشیتکت و برنامه ریز آن بود بیشترین موفقیت خود را مرهون الگوهای ساختاری و گونه های ساختمانی سنتی است که دیبا مورد استفاده قرار داده است.
وی این شیوه را جای گزین طراحی بر اساس الگوهای غربی- که مورد حمایت افراد با نفوذ و سردمداران بود_ نمود.
این شهر با ظرفیت جمعیتی بالغ بر 30000 نفر در راستای یک شاهراه اصلی ارتباطی طراحی شد .چهار راه ها میادین عمومی و محله های کوچک در اطراف آن شکل می گرفتند و وجود باغ ها و بازارها زندگی اجتماعی را تقویت می کرد.
بناهای آجری شاعرانه دیبا معماری شاخصی را خلق می کند که زیبا و با شکوه است .
دیگر کارهای شاخص وی در ایران شامل چندین ساختمان در دانشگاه جندی شاپور (1976-8) است.اما بنایی که شاید شناخته شده ترین اثر وی باشد موزه هنر های معاصر تهران (1976) است که با سقف های نیم هلالی اش یاد آور باد گیر های سنتی خاور میانه است .وی موسس و هم چنین اولین مدیر موزه بود.(1967-8)
دیبا به عنوان مشاور و برنامه ریز شهری در وزارت مسکن و توسعه شهری ایران خدمت کرد. هم چنین دفتر وی طرح جامعی برای برخی شهرها ارائه داد که از جمله آنها خرمشهر بندری مهم در خلیج فارس است.جایی که وی با طراح یونانی A.Doxias که در بخش خصوصی فعالیت می کرد همکاری کرد.
وی در سال 1977 ایران را به قصد زندگی در پاریس و واشنگتن دی سی ترک کرد تا به صورت شخصی کار کند.
پروژه های وی شامل طرح های خانه سازی در ویرجینیا و طرح توسعه هتل ها در اسپانیا ست.
وی در سال 1977 به عنوان منتقد با دانشگاه "کرنل" همکاری کرد.
دیبا به عنوان یک نقاش چندین نمایشگاه انفرادی در ایران بر پا کرد.وی هم چنین گردآورنده و واسطه فروش آثار نقاشی معاصر غرب بود.
گردآوری : آسيه خطیبی
http://larry.blogfa.com/post-86.aspx





